Posts Tagged ‘مغالطه انگیزه و انگیخته’

یک نطق و مغالطات پس از آن

ژانویه 31, 2015

می‌خواهیم نگاهی کوتاه کنیم به چند واکنش مخالفین نطق علی مطهری. درباره نطق علی مطهری و درستی و نادرستی‌اش سخنی نمی‌گوییم.

۱. “مغالطه پارازیت”
“فرض کنیم شخصی در فرایند ایراد سخن -به ویژه در حالت شفاهی و گفتاری آن- خللی ایجاد کند، به طوری که سخن گوینده به مخاطب نرسد و یا ناقص، منقطع، نامفهوم و با حالت غیرطبیعی به مخاطب برسد، در چنین حالتی مغالطه پارازیت اتفاق افتاده است. البته روشن است که ارتکاب این مغالطه مانند دیگر مغالطات ممکن است آگاهانه و از روی تعمد و غرض ورزی و یا ناآگاهانه و ناخواسته باشد” [اصغر خندان، مغالطات، ص ۱۸۵]
واکنش نمایندگان مانند ۲-۲ کردن، تلاش برای پایین کشیدن علی مطهری، شعار دادن در میان صحبت‌هایش و … “مغالطه پارازیت” است.
“مغالطه پارازیت در حالت افراطی خود موجب می‌شود که پیام گوینده به مخاطب نرسد و اگر هم برسد به طور ناقص و نامفهوم است. این کار از طرفی تأثیر منفی بر گوینده دارد و انگیزه ادامه سخن را از او سلب می‌کند و از طرف دیگر، تأثیر آن سخن و پیام را بر مخاطب به حداقل می‌رساند. [مغالطات، ۱۸۵]

۲. “مغالطه انگیزه و انگیخته”
علیرضا مرندی نماینده تهران: “از آنجا که فتنه‌گران قانون‌شکنی‌های فراوان داشتند، طبیعی است که آن‌ها قابل بخشش نیستند و جای تعجب است که بعضی برای مطرح کردن خود یا رضایت بیگانگان هنوز از آن‌ها حمایت می‌کنند.” [نقل از فارس نیوز]

“خلاصه و اساس این مغالطه این است که کسی برای نقد یک عقیده و رأی به جای اینکه به محتوای آن بپردازد، به خاستگاه آن عقیده و رأی و انگیزه‌هایی که پشت آن قرار دارد، می‌پردازد. به جای اینکه توجه کند آن شخص چه می‌گوید و ارزش و ادله سخن او چیست، به سراغ این مسأله می‌رود که تعلقات و انگیزه‌های گوینده آن سخن چیست؟ متعلق به کدام طبقه، حزب و گروه است و اهداف او و هم فکرانش کدامند” [مغالطات، ۱۹۷]

۳. “مغالطه نقل قول ناقص”
رجانیوز تیتری طولانی و چند جمله ای دارد. “پروژه کاسبی با حصر سران فتنه در مجلس ناتمام ماند/ مطهری: این ۹ دی را باید یوم‌الشیطان نامید!/ نمایندگان با شعار “مرگ بر منافق” مطهری را از تریبون مجلس بیرون کردند/ برخورد فیزیکی مطهری با معترضین”
این تیتر -نه خبر- رجانیوز است. با چند گوشه این تیتر می‌توانیم کار داشته باشیم. اما الان آن بخش میانی تیتر، گفته است “مطهری: این ۹ دی را باید یوم‌الشیطان نامید!” را کار داریم.
این نقل قول ناقص است. جمله علی مطهری در مجلس، جمله ای شرطیه بود. جمله کامل این است: “ اگر بخواهیم ۹ دی را مظهر تفرقه میان ملت قرار دهیم دیگر یوم الله نخواهد بود بلکه یوم الشیطان خواهد بود.”
حذف یک بخش، در جمله شرطیه، و تنها گفتن بخش دوم -جواب شرط- نقل قولی ناقص و معنا را در بسیاری اوقات عوض می‌کند. مثل اینکه من بگویم: اگر برف زیادی ببارد، فردا مدرسه‌ها تعطیل است. و از قول من بگویند “فردا مدرسه‌ها تعطیل است” این نقل قول ناقص، معنا را عوض کرده است.

۴. “مغالطه واکنش دشمن
کیهان در صفحه اول خود اینگونه نوشته است: “تجلیل گسترده رسانه‌های ضد انقلاب از علی مطهری”
در این مغالطه، فرد از خرسندی دشمن نسبت به یک فعل، پی می‌برد که آن فعل نادرست و خطاست.

۵. “مغالطه بار ارزشی کلمات”
“مغالطه بار ارزشی کلمات، ناشی از این حقیقت است که می‌توان قضاوت دیگران را درباره یک موضوع به وسیله بیان آن موضوع با تعبیرهای مختلف عوض کرد. هنگامی که در بیان و توضیح یک موضوع، از کلماتی استفاده می‌کنیم که دارای بار ارزشی مثبت یا منفی باشند و بدین وسیله بخواهیم آن موضوع را پسندیده تر یا ناپسندیده تر از حالت عادی آن نشان دهیم، به این معنا که بدون بار ارزشی کلمات آن جمله را بیان کنیم، مرتکب مغالطه شده‌ایم”
در واکنش به نطق علی مطهری و اتفاقات پس از آن، مثال‌های فراوانی می‌توان برای این مغالطه جست.
الف: اعتماد تیتر زده است: “نطق مطهر
ب: همان تیتر بلند رجانیوز را نگاه کنیم: “پروژه کاسبی”، “بیرون کردند”، “برخورد فیزیکی مطهری” “معترضین” سرتیتر خبر هم که گفته نشد این است: تلاش‌های ناکام یک وکیل‌الدوله افول کرده برای احیاء وجهه سیاسی” کلمات “ناکام” “وکیل الدوله” “افول کرده”
ج: نمایندگان ملت به علی مطهری اعتراض کردند. کلمه “ملت” در اینجا بار ارزشی دارد. گویی اینکه علی مطهری در برابر ملت ایستاده است.

نطق مطهر

 

*
این نوشته را برای شماره پنجم دوهفته نامه روشن نوشتم.

مغالطلات سیاسی-دو/ مغالطه انگیزه و انگیخته

اکتبر 28, 2009

اساس این مغالطه این است که کسی برای نقد یک عقیده و رأای به جای نفد محتوا، به خاستگاه آن عقیده و رأی و انگیزه‏هایی که پشت آن است، می‏پردازد. به جای این‏که توجه کند آن شخص چه می‏گوید و ارزش و ادله‏ی سخن او چیست، به سراغ این مسأآله می‏رود که تعلقات و انگیزه‏های گوینده‏ی آن سخن چیست. متعلق به کدام طبقه، حزب و گروه است و اهداف او و هم‏فکرانش کدام‏اند.

طرح وحدت ملي جز فتنه اي جديد براي گريز از تخلفاتي كه طراحان آن انجام داده اند، نيست.

انتقاداتی که به دولت می‏شود، به خاطر عقده‏هایی است که از دولت دارند.

فلسفه‏ی هگل جز پاره‏ای مهملات بی‏معنا چیزی نیست. هگل در یک طبقه‏ی مرفه زندگی می‏کرد و دائما در عیش و خوشی و در اوهام خود سیر می‏کرده و هرگز با متن زندگی و کار ارتباط نداشته‏است. نتیجه این شده است که در دفتر کارش نشسته تا فلسفه بنویسد، این خیالات موهوم ومهمل را سرهم کرده است.

این مغالطه از انواع جنجالی و بسیار شایع و متداول مغالطات است.عده‏ای به علت استعمال گسترده‏ی این مغالطه و انس با آن، چه بسا آن را مغالطه ندادند و چنین برخوردی را با آراء دیگران جایز بشمارند. آراء و اندیشه‏ها را باید مستقل از هر عامل بیگانه‏ای بررسی کرد. صحت و بطلان یک عقیده را محتوای آن و ادله‏ای اقامه شده در تأیید آن تعیین می‏کند، نه کسی که آن را بیان کرده‏است و نه هیچ چیز دیگر. منشأ این مغالطه این تصور خطاست که عده‏ای گمان می‏کنند که امکان ندارد یک عقیده صحیح و مستدل از سوی شخصی ارائه شود که دارای موقعیت مناسب علمی و اجتماعی و… نیست و یا انگیزه‏های غیرمقبولی دارد:

به تازگی کتابی درباره‏ی عوارض سوء استفاده از داروهای شیمیایی نوشته شده ودر آن استفاده از انواع قرصو کپسول، مضر تشخیص داده شده است. البته نباید این کتاب را خیلی مهم تلقی کرد، زیرا نویسنده‏ی آن یک عطار است که به طب گیاهی علاقه دارد و طبعا این کتاب را با اهداف مالی و برای تبلیغ کار خود نوشته است.

اصطلاح «در آمیختن انگیزه و انگیخته» نیز به همین معناست. یعنی انگیزه، هدف گوینده‏ی سخن هر چه باشد، باید به نقد سخن و یا عمل او پرداخت، مسلما در آمیختن این دو مغالطه و خطاست.

به هیچ وجه پیش‏نهاد آن‏ها را نخواهم پذیرفت، زیرا می‏دانم که متأثر از جناح تندرو هستند.

متاسفانه ارتکاب این مغالطه بسار متداول است و باید آن را یک آفت عمومی برای مسائل علمی و عقلی در نقد آرای دیگران دانست که افراد بسیاری به آن دچارند. این عده هنگام برخورد با هر عقیده‏ رأی جدیدی پیشاپیش موضع خود را مشخص کرده‏اند و به علت این‏که عقیده‏ای متعلق به یک دوره خاص تاریخی و یا از آن حزب، گروه و سازمان خاص است و یا این که گوینده‏ی آن عقیده، فلان انگیزه را دارد و پیرو فلان آیین، مکتب و فلسفه است و از فلان خط فکری متأثر است و… و به عللی این چنین -که همه‏ی آن‏ها را می‏توان نقد سخن‏گو به جای نقد سخن نامید- با آن رأی و عقیده به مخالفت برمی‏خیزند، حتی حاضر به شنیدن و توجه‏کردن به محتوا و بررسی ادله‏ی آن نمی‏شوند.

بحث شورای رهبری بحث مردودی است. کسانی که آن را مطرح می‏کنند به دنبال اینند که در صورت تحقق شورای رهبری خود را در آن جا دهند.

صاحب قبض و بسط شریعت در پی ارائه یک نظر علمی نیست، بل‏که دین جوانان را هدف قرار داده‏است.

ترجمه آثار فلسفی یونان به عربی برای مبارزه با آموزه‏های تشیع بود.

ترویج دین توسط روحانیون و کشیشان به خاطر چپاول اموال مردم بوده‏است.

حکام زور برای مشروعیت‏بخشی به خود، اندیشه جبرگرایی را ترویج می‏کردند.

در تمام این نمونه‏ها آن‏چه نقد شده است خود اندیشه و سخن نیست، بل‏که انگیزه و و صاحب سخن است.  و مغالطه‏گر بدون تفکر درباره‏ی ماهیت شورای رهبری و قبض و بسط و فلسفه‏ی‏ یونان و دین و اندیشه‏ی جبرگرایی آن را نقد کرده‏است. «انظروا الی ما قال و لاتنظرو الی من قال» بنگرید چه گفته و ننگرید که گفته.

پ.ن
یک: منبع مغالطات علی اصغر خندان نشر بوستان کتاب ص 197 . با دخل و تصرف. مثال‏ها از خودم است.
دو: مرتبط: مغاطه‏ی خودت هم