Archive for the 'حوزه' Category

القاب روحانیون

ژوئن 6, 2011

بر چه اساسی قبل از اسم یك روحانی، عبارت حجت الاسلام گذاشته می شود؟ چرا روحانی دیگری حجت الاسلام و السلمین خوانده می‌شود؟ بر چه اساسی این القاب به روحانیون اعطا می‌گردد؟ سوال‌های بسایری در این باره در خارج از حوزه های علمیه مطرح است. وقت آن است كه برای پاسخ به این سوال‌ها، اقدام كنیم.

طلاب سه دوره مقدمات، سطح و خارج را در طی تحصیل خود می‌گذرانند. این مسیر یك مسیر فقه محور است كه دروس اصلی آن فقه و اصول فقه است و دیگر رشته‌ها مانند فلسفه و كلام و تفسیر در حاشیه قرار دارد. بسیاری از طلاب به صورت تخصصی به دیگر رشته‌ها گرایش می‌یابند. مانند دیگر نهادهای آموزشی مانند دانشگاه‌ها پس از طی هر مرحله به طلاب مدرك پایان دوره تعلق می‌گیرد. پس از دوره مقدمات مدرك سطح یك و پس از پایان جلد نخست كفایه كه به صورت مدون پس از سال نهم تحصیل طلبه است، مدرك سطح دو تعلق می‌گیرد. با ورود به درس خارج فقه و اصول طلبه با ارائه پایان‌نامه مدرك سطح سه و پس از طی درس خارج با ارائه پایان‌نامه مدرك سطح چهار دریافت می‌كند.

این مدارك بر خلاف دانشگاه، تأثیر مستقیم در القاب و پیش‌وندهای روحانیون ندارد. خصوصاً این‌كه این مدارك در دهه‌های اخیر پس از انقلاب اعطا شده است. این بدین معنا نیست كه این القاب بدون ضابطه است. مثلاً فقط به مجتهدین آیت الله می‎گویند و هر مجتهدی ناگزیر باید دوره‌ی خارج را – ولو چند سال- گذرانده باشد و این تقریباً به معنای همان اتمام سطح چهار است.

نكته دیگر این است كه این الفاظ در طول تاریخ دست‌خوش تغییر شده اند. مثلاً ثقة الاسلام كه اینك برای طلاب مقدمات‌خوان و مبتدی به كار می‌رود در گذشته برای علمای بزرگ به كار می‌رفت مانند ثقةالاسلام كلینی. یا لفظ حجة الاسلام و المسلمین برای مراجع به كار برده می‌شد چنان‌چه بر روی رساله‌ها ی مرحوم آیت الله بروجردی می‌بیننیم، اما امروز این الفاظ معنای دیگری یافته‌اند. حتی برخی استعمال‌ها نوظهور و مربوط به سده‌ی اخیر است، لقب آیت الله العظمی پس از مرحوم بروجردی رایج شد.

كاربرد این القاب قاعده و قانون خاصی ندارد و توده‌ی مردم بیشتر از مرحله‌ی تحصیل در آن نقش دارند. به این معنا كه در قوانین حوزوی قانونی نیست كه گفته شود این مرحله‌ی تحصیلی مساوی این لقب است. اما عرف تحصیلات را نیز در نظر می‌گیرد.

مهم‌ترین این القاب عبارتند از: ثقة الاسلام، حجة الاسلام، حجةالاسلام والمسلمین، آیت الله، آیت الله العظمی.

ثقة الاسلام
ثقة الاسلام به طلاب مبتدی و مقدمات‌خوان اطلاق می‌شود. دوره ی مقدمات از آغاز طلبگی تا پایان كتاب شرح لمعه است كه معمولا در شش سال به پایان می‌رسد. در این دوره طلاب با ادبیات عرب به طور مفصل و فقه و اصول به صورت نیمه استدلالی آشنا می‌شوند. واژه ی ثقة الاسلام كاربرد اندكی دارد و غالباً استعمال نمی شود.

حجةالاسلام
حجةالاسلام به طلاب دوره‌ سطح گفته می‌شود. در این دوره طلاب سه كتاب فرائدالاصول معروف به رسائل و كفایة الاصول را كه در علم اصول نگاشته شده است به همراه كتاب مكاسب تلمذ می‌كنند. این كتب شامل فقه و اصول استدلالی است كه به صورت متن محور تدریس می‌شود. این معمولاً چهارسال به طول می‌انجامد.

حجةالاسلام والمسلمین
با ورود به مرحله بعد و اشتغال به درس خارج، لقب طلاب كمی سنگین‌تر می‌شود و به آنان حجة الاسلام و المسلمین گفته می‌شود. دوره‌ی خارج ادامه دوره‌ی سطح است و در آن فقه و اصول به صورت مفصل و استدلالی بحث می‌شود با این تفاوت كه متن محور نیست و استاد كتاب خاصی را محور درس قرار نمی‌دهد و بحث آزاد است. البته سیر درس و فهرست آن معمولاَ منطبق با یكی از كتب معروف است. برای نمونه بحث اصول غالباَ مطابق با سیر كتاب كفایه است، كه در سالیان اخیر عده‌ای از بزرگان در صدد تكمیل این سیر بودند مانند آیت الله شیخ محمدحسین اصفهانی كه الاصول علی نهجه الحدیث را با ترتیب و تبویب نو نگاشت و پس از وی به شهید آیت الله سید محمدباقر صدر نیز می‌توان اشاره كرد. سیر خارج فقه نیز غالباَ بر اساس كتاب عروة الوثقی یا شرایع است. مرحوم آیت الله فاضل لنكرانی تحریرالوسیلهِ امام خمینی را محور سیر درس خارج فقه قرار داده بود.

آیت الله
آیت الله به كسی اطلاق می‌شود كه دوره‌ی خارج را با موفقیت گذرانده باشد و به درجه اجتهاد رسیده باشد. اجتهاد به این معناست كه این فرد این توانایی را دارد كه خود با استفاده از ادله و مبانی فقهی و اصولی احكام را استخراج كند. مجتهد خود بر دو گونه است، كسی كه در برخی از ابواب فقه مجتهد است كه وی را مجتهد متجزی می‌نامند و كسی كه در تمام ابواب فقه مجتهد است.

آیت الله العظمی
به مراجع تقلید آیت الله العظمی گفته می‌شود. مرجع تقلید مجتهد اعلم جامع الشرایط است. هر مجتهدی به مقام مرجعیت نمی‌رسد. برخی از این عنوان و مقام فرار می‌كنند مانند مرحوم سید محمد فشاركی و برخی به احترام استاد خود ردای مرجعیت بر تن نمی‌كنند مانند شیخ محمدعلی كاظمی نویسنده فوائد الاصول كه تقریر نویس درس میرزای نائینی است و برخی خود قائل به مرجعیت دیگری هستند.

واژه‌هایی دیگر نیز برای تجلیل از مقام علمی روحانیون استفاده می‌شود مانند علامه كه بیشتر ناظر به جامعیت و ذوالفنون بودن است مانند علامه شعرانی و علامه طباطبائی.


منتشر شده در روات حدیث

مباحثه

دسامبر 4, 2010

مباحثه از آداب درس خواندن است. اساتید در آغاز شروع به تحصیل طلاب، آنان را به مباحثه تشویق می‌کنند. اساتید چهار مرحله را برای ماندگاری درس در حافظه و فهم بهتر آن پیش‎نهاد می‎کنند. پیش مطالعه که قبل از شروع درس صورت می‎گیرد و سپس درس و مطالعه‎ی پس از درس و مباحثه این چهار مرحله هستند. در کتاب آداب المتعلمین که خواجه نصیر طوسی برای آشنایی طلاب مبتدی با آداب طلبگی نگاشته است، مباحثه را لازم می‌شمرد:

ولابُدَ لطالب العلم من المطارحَة والمناظَرةِ. فینبغی أنْ یکونَ بالإنصافِ، والتأنّی، والتأملِ. فیحترز عن الشَغَبِ والغَضَبِ، فإنَ المناظرةَ والمذاکرةَ مشاوَرة، والمشاوَرةُ إنّما تکونُ لاستخراج الصوابِ، وذلک إنّما یحصل بالتأمل والإنْصافِ، ولا یحصل ذلک بالغَضَب، والشَغَبِ. وفائدة المطارحة والمُناظرة أقوى من فائدة مجرّد التکرار، لأنّ فیه تکرارا مع زیادةٍ. قیل: <مُطارحةُ ساعةٍ خیر من تکرار شَهرٍ>لکن إذا کانَ مَعَ مُنْصِفٍ، سلیم الطبْع. وإیّاک والمذاکرة مع مُتَعنتٍ، غیر مُسْتَقیمِ الطبع، فإنّ الطبیعةَ مُسْتَرِقَة والأخلاقَ متعدّیَة، والمجاورة مؤثرة.
و طالب علم لازم است که به گفت‌گو و مناظره بپردازد. این گفت‌وگو باید هم‌راه انصاف و آرامش و تفکر باشد. از فریاد وخشم باید دوری کرد؛ زیرا مناظره وگفت‌وگو هم‌اندیشی است و هم‌اندیشی برای دریافتن درستی است و رأی درست تنها با تفکر و انصاف  حاصل می‌شود و با خشم و خروش به چنگ نمی‌آید. فایده‌ی گفت‌وگو و مباحثه قوی‌تر از تکرار صرف است. زیرا مباحثه، تکرار است به اضافه‌ی شی دیگر. مشهور است که ” ساعتی مباحثه بهتر از یک ماه تکرار است.” اما باید توجه داشت که مباحثه با فرد منصف و راست طبع باشد و از گفت‌وگو با فرد عیب‌جو و ناراست پرهیز باید کرد. زیرا طبیعت راه‌زن است و اخلاق سرایت‌گر و هم‌نشینی اثرگذار.

مباحثه معمولاً پس از درس برگزار می‌شود. معمولاً بین دو تا چند نفر در هر مباحثه شرکت می‌کنند. اساتید توصیه می‌کنند که مباحثات سه نفره باشد تا نه شلوغ باشد و نه در صورت غیبت یکی تعطیل شود. در هر جلسه یک‌ نفر عهده‌دار بازگوئی درس پیشین می‌شود و دیگران به نقد و اشکال و تصحیح می‌پردازند. متکلم مباحثه یا به ترتیب خاصی مشخص می‌شود یا با قرعه. گاهی با خود کتاب قرعه می‌زنند و آن‌که عدد فرد صفحه‌اش بیش‌تر باشد، گوینده می‌شود. مباحثه در سال‎های دروس مقدمات و سطح، کتاب‎محور است و غالباً پس از چندین ساعت پس از اخذ درس از استاد انجام میشود. اما در دوره‎ی خارج بیش‎تر پیش از درس است، که به آن پیش‎مباحثه گفته می‎شود.
مباحثه تمرین تقویت بیان و فن سخن‌وری است. به علاوه نوعی ممارست برای کلاس‌داری و تدریس است. هم‌اندیشی در مباحثه باعث برطرف شدن اشکالات و بدفهمی‌ها می‌شود.و در بسیاری اوقات اندیشه‌ای نو را در پی دارد.
از هم‌مباحثه‌ای‌های مشهور می‌توان به مباحثات سید محمد عاملی صاحب مدارک و شیخ حسن ابن شهید ثانی صاحب معالم، شیخ مرتضی انصاری و سعید العلماء مازندرانی، آیت الله سید محمدرضا گلپایگانی و سید احمد خوانساری، مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی و سید مصطفی خمینی، سید محمدتقی خوانساری و مرحوم آیت الله اراکی و امام موسی صدر و آیت الله موسوی اردبیلی و… اشاره کرد.

برای روات حدیث نوشتم.

نگاهی به متون درسی فلسفه در حوزه‎های علمیه

نوامبر 16, 2010

اگرچه تا نیم قرن پیش، دروس فلسفه در حوزه‌ها به صورت مخفی و گاهی پیش از طلوع آفتاب و حتی پیش از اذان صبح برگزار می‌شد، اما با هجرت علامه‌ی طباطبائی به قم علوم عقلی بار دیگر رونق یافت. البته برای رواج این علوم علامه رنج فراوانی کشید و زجر بسیاری دید. شهریه‌ی طلابی که به درس ایشان می‌آمدند قطع شد و اعتراضات مرتجعانه مانع تعلیقه‌ و شرح گران‌قدر ایشان بر بحار الانوار شد. احیای فلسفه در زمانی رخ داد که کوزه‌ای را که فرزند امام از آن آب نوشیده بود آب می‌کشیدند، زیرا پدرش مدرس فلسفه بود. دو کتاب بدایة الحکمة و نهایة الحکمة را علامه طباطبائی برای تدریس فلسفه در حوزه‌ها نگاشت، این دو کتاب جای‌گزین شرح منظومه‌ی ملاهادی سبزواری شد.

کتب رسمی فلسفه حوزه – به معنای مصوب که در برنامه‌ی درسی حوزه‌ها گنجانده شده است-  شامل سه کتاب آشنائی با علوم اسلامی بخش فلسفه نوشته‌ی مرحوم شهید مطهری، بدایة الحکمه و نهایة الحکمه است. آشنائی با فلسفه مباحث کلی و مختصر پیرامون فلسفه و مسائل آن است و نوعی مقدمه بر فلسفه محسوب می‌شود.
بدایه و نهایه دو کتاب که مکمل هم دیگرند در حکمت متعالیه نوشته شده است و از مکتب صدرایی پیروی می‌کنند. کتاب بدایه بعد از اتمام لمعتین و در آغاز دوره‌ی سطح تدریس می‌گردد و نهایه با آغاز کفایة در پایان دوره‌ی سطح خوانده می‌شود.

علامه طباطبائی بدایه را در سال 1390 هجری قمری در شصت و هفت سالگی نگاشت. این کتاب چکیده حکمت متعالیه است که ملاصدرا پایه نهاد و پیروانش آن را تکمیل کردند. این کتاب به درخواست برخی اساتید حوزه تدوین شد و به عنوان اولین کتاب درسی فلسفه تدریس می‌شود. بدایة الحکمه در سال 1397 ق، سپس مکررا به چاپ رسیده است و به فارسی نیز ترجمه شده و توسط علی شیروانی، محمدعلی گرامی ترجمه و توسط حسین حقانی و کمال حیدری شرح داده شده است و توسط حوزه علمیه قم و جامعه مدرسین و دیگر ناشرین بارها به چاپ رسیده است. این کتاب دارای 12 مرحله و 110 فصل است. مقدمه درباره تعریف فن (فلسفه) و موضوع و هدف آن:
مرحله اول: 12 فصل، در کلیات مباحث وجود.
مرحله دوم: 1 فصل، در انقسام وجود به خارجی و ذهنی.
مرحله سوم: 3 فصل، در انقسام وجود به «ما فی نفسیه» و «ما فی غیره».
مرحله چهارم: 9 فصل، در موارد سه گانه.
مرحله پنجم: 8 فصل، در ماهیت و احکام آن.
مرحله ششم: 11 فصل، در مقولات دهگانه.
مرحله هفتم: 11 فصل، در علت و معلول.
مرحله هشتم: 10 فصل، در انقسام وجود به واحد و کثیر.
مرحله نهم: 3 فصل، در سبق و لحوق و قدوم و حدوث.
مرحله دهم: 16 فصل، در قوه و فعل.
مرحله یازدهم: 12 فصل، در علم و عالم و معلوم.
مرحله دوازدهم: 14 فصل، در آنچه متعلق به واجب تعالی است.
این کتاب با مباحث وجود آغاز می‌شود و با اثبات وحدت وجود و اصالت آن و تشکیکی بودن هستی راه صدرالمتألهین را می‌پیماید. و با مسائل مربوط به واجب الوجود پایان می‌یابد.

نهایه پنج سال پس از بدایه نگاشته شد و در واقع مکمل و متمم بدایه است. در آن مسائل دقیق‌تر و ژرف‌تر بررسی شده است و به اقوال بیش‌تری توجه شده است و اشکالات با نگاهی عمیق‌تر پاسخ داده شده است. از این جهت این کتاب از دشواری بالاتری نسبت به بدایه برخوردار است. ترتیب مباحث با اندکی تغییر مانند بدایه است. اگرچه این کتاب مانند اسفار در انتها به پذیرش وحدت شخصیه و دیگر اقوال عرفا ختم نمی‌شود، اما گاهی رگه‌های عرفانی نیز در آن مشاهده می‌شود مانند مبحث حقیقه و رقیقه در علت غائی.

شیوه بحث در این دو کتاب صرفاً برهانی است و از کشف و نقل استفاده نمی‌شود و از این جهت شبیه مشاء است و از حکمت متعالیه فاصله گرفته است. یعنی بدایه و نهایه از لحاظ طریق مشائی است اما از لحاظ محتوی پیرو حکمت متعالیه است.

از اشکالات بزرگ این دو کتاب، عدم پرداختن به مبحث نفس است. نفس که یکی از مهم‌ترین مباحث حکمت چه مشاء چه اشراق چه متعالیه است، در این دو کتاب بحث نمی‌شود. البته دلیل آن را می‌توان دلیل بیرونی دانست. زیرا بسیاری از مخالفت‌ها با فلسفه ناظر به بحث نفس و در ادامه‌ی آن به مبحث معاد است. تجرد نفس و معاد جسمانی از مباحثی است که ظاهرگرایان خرده بر فلسفه می‌گیرند و گاهی آن را دست‌آویز تکفیر فلاسفه می‌کنند. شاهد بر این ادعا مخالفت بزرگان حوزه با تدریس کتاب نفس حکمت متعالیه توسط علامه بود که منجر به تعطیلی درس گردید.

دروس فلسفه در حوزه منحصر به کتب گران‌قدر علامه نمی‌شود و به صورت غیر رسمی فلسفه‌ی مشاء و اشراق و دیگر کتب حکمت متعالیه تدریس می‌گردد. پیش از بدایه و نهایه شرح منظومه تدریس می‌شد که هم‌چنان برخی اساتید آن را به جویندگان حکمت عرضه می‌کنند. این کتاب را ملاهادی سبزواری در سال 1305 هجری قمری نگاشت. این کتاب شرح منظومه‌ای است که خود وی سروده است. و در برگیرنده‌ی نظرات ملاصدرا در اسفار است. این کتاب شروح فراوانی دارد.

در سطوح عالی نیز الاسفار الاربعه کتاب مفصل ملاصدرا در حکمت متعالیه تدریس می‌گردد. این کتاب پیش از سال 1015 تالیف شده است. این کتاب در نه جلد به چاپ رسیده است و شامل چهار مرحله‌ی امور عامه و علم طبیعی و علم الهی و علم النفس است. صدرالمتألهین این چهار فصل را تشبیه به چهار سفر عرفانی کرده است، البته این تشبیه نه از باب مطابقت این مباحث با مراحل سلوک عرفانی است بل‌که صرفاً از باب تیمن و تبرک است. از مباحث مهم صدرا می‌توان به اثبات اصالت وجود و حرکت جوهری و تبیین معاد جسمانی بر اساس آن و نیز اتحاد عقل و عاقل و معقول اشاره کرد. حکمت متعالیه مدعی هم‌گونی و هم‌سانی عقل و وحی و کشف است و صدرا میان حکمت اشراق و فلسفه‌ی مشاء و نیز نقل جمع کرده است و فلسفه‌ای نو بنا نهاده است. بزرگان بسیاری بر این کتاب تعلیق و حاشیه و شرح نگاشته‌اند.
از دیگر کتب صدرا که به عنوان کتاب درسی در حوزه‌ها وسطوح عالی دانشگاه‌ها تدریس می‌شود کتاب الشواهد الربوبیه است. این کتاب در یک جلد نگاشته شده است و از آخرین تألیفات ملاصدرا است و شامل آخرین نظرات وی است. برخی مطالب آن در اسفار دیده نمی‌شود و بسیاری از مباحث اسفار به صورت مجمل در آن آمده است و از قیل و قال فراوان تهی است. این کتاب شامل پنج مشهد است که هر مشهد شامل چندین شاهد و هر شاهد دربردارنده‌ی چندین اشراق است. مشهد اول در امور عامه‌ است. در مشهد اول به وجود و ویژگی‌های آن و هستی و چیستی علم، اثبات واجب الوجود و دیگر مباحث عامه می‌پردازد. مشهد ثانی درباره‌ی وجود خداوند و خلقت دنیا و آخرت است. مشهد سوم مختص به مباحث معاد است. در این مشهد  کیفیت خلقت و اثبات نفس ناطقه و اثبات معاد بای نفس انسانی بحث می‌شود. مشهد چهارم اثبات معاد جسمانی است. مشهد پنجم در باب نبوات و ولایات است.

فلسفه‌ی مشاء نیز بخشی از دروس علوم عقلی را تشکیل می‌دهد. دو کتاب شفاء و شرح الاشارات و التنبیهات متن درسی فلسفه‌ی مشاء است. مصنف هر دو کتاب ابن سیناست که اشارات با شرح خواجه نصیر تدریس می شود. شفاء گسترده‌ترین کتاب فلسفی ابن سیناست که در ده جلد به چاپ رسیده است. این کتاب شامل چهار مبحث منطق در چهار جلد و طبیعیات در سه جلد و ریاضیات دوجلد و الهیات در یک جلد است. بخش الهیات به عنوان متن درسی در حوزه‌های علمیه مورد توجه است. این دائرة المعارف عظیم به زبان عربی است و تأثیر بسیاری بر فلسفه در شرق و غرب به جای گذاشته است. تأثیر آن را در اندیشه‌های توماس آکوئیناس و راجر بیکن می‌توان دید. فخر رازی و غزالی و شهرستانی از سردمداران مخالفت با فلسفه آن را مهم‌ترین منبع حکمت مشاء دانسته‌اند.

اشارات و تنبیهات از آثار مهم فلسفی-عرفانی ابن سیناست. این کتاب شامل نه نمط است و از سه بخش منطق و طبیعیات و الاهیات تشکیل شده است. نمط چهارم تبیین وجود و علل آن است و در آن زمینه‌ی برهان صدیقین فراهم می‌شود و با این برهان پایان می‌پذیرد. دو نمط پایانی از حکمت مشاء فاصله می‌گیرد و به عرفان روی می‌آورد. نمط هشتم در باب بهجت و سعادت است و نمط نهم در مقامات عارفان. این دو نمط در تدوین مباحث عرفانی بی‌نظیر و بی‌سابقه است و فخر رازی منتقد سرسخت ابن سینا بدان اذعان دارد. فخر رازی شرحی انتقادی بر آن نوشت که به جرح اشارات شهره است. شرح فخر رازی به هم‌راه حملات ظاهرگرایان و عرفا و نگاشتن کتبی مانند تهافت الفلاسفه و مصارع الفلاسفه توسط غزالی و شهرستانی  منجر به رکود خردگرائی در جوامع اسلامی و منزوی شدن فلسفه گشت. شرح خواجه نصیر بر اشارات که در سراسر آن نگاهی انتقادی به شرح فخر رازی دارد، پاسخی کوبنده به هجمه‌های علیه فلسفه بود و احیای دوباره‌ی فکر عقلی را در جامعه اسلامی در پی داشت. هدف خواجه نصیر دفاع از اندیشه‌های ابن سینا بود، حتی اگر خود با آن مخالف بود و جز اندکی مانند مباحث علم ربوبی به مخالفت با بوعلی نپرداخته است. مهم‌ترین شروح اشارات شر فخر و خواجه است که قطب رازی در المحاکمات به داوری میان آن دو پرداخته است. تأثیر اشارات به ویژه نمط‌های پایانی در تاریخ فلسفه و عرفان غیر قابل انکار است.

حکمت اشراق نیز در کنار مشاء و متعالیه تدریس می‌شود. سهروردی با تأثیر از آموزه‌های دینی و فلسفه‌ی مشاء و فلسفه‌ی باستانی ایران و نیز حکمت ذوقی یونان حکمت اشراق را بنا نهاد. مهم‌ترین کتاب حکمت اشراق حکمة الاشراق سهرودی است. حکمة الاشراق کتابی کوتاه است که در آن با تأکید بر اشراقی بودن معرفت، نظام نوری را بنا می‌دهد که در رأس آن نور الانوار قرار دارد و در انتهای آن غواسق و عالم ظلمانی ماده. در مباحث فرشته شناسی و عقول از فلسفه‌ی خسروانی متأثر است. از مباحث مهم می‌توان به نظریه‌ی ابصار، اضافه‎ی اشراقیه، کلی سعی، اصالت ماهیت، نظام نوری، برهان امکان اشرف، عالم اشباح مجرده و … اشاره کرد. حکمت اشراق بستری برای پیدایش حکمت متعالیه بوده است.

کتب درسی حوزه

اکتبر 31, 2010

دروس حوزه را می‎توان به چهار دسته تقسیم کرد. ادبیات عرب، فقه، اصول فقه و دروس جنبی مانند علوم عقلی شامل فلسفه و کلام، رجال و درایه و تفسیر، تاریخ. در سال‎های ابتدائی ورود به حوزه، ادبیات عرب به مدت سه سال تدریس م‎یشود. دروس ادبیات عرب در حوزه به سه علم صرف، نحو و معانی-بیان اختصاص دارد و از مباحث دیگر ادبیات مانند لغت و عروض و شعر و.. بحث نمی‎شود.

ادبیات

طلاب ادبیات را ابتداء با صرف آغاز می‎کنند. پیش از این کتاب صرف میر که نوشته میر سید شریف جرجانی (۷۴۰-۸۱۶) است. اما اکنون کتاب صرف ساده نوشته سید محمدرضا طباطبائی را درس میگیرند. کتاب صرف میر اگرچه به نثر قدیمی است، اما از جهت قوت محتوی بسیار جلوتر از صرف ساده است. هر دو کتاب نوعی آشنائی با صرف است و از مباحث استدلالی تهی اند. کتاب صرف میر به فارسی است. اما صرف ساده نیمی فارسی و نیمی عربی است.

پس از صرف طلاب به نحو می‎پردازند. در نحو چهار تا پنج کتاب تدریس می‎شود. ابتدا نحو مقدماتی نوشته ملکی اصفهانی که به فارسی است. در برخی مدارس عوامل و شرح عوامل ملا محسن (۱۰۰۷-۱۰۹۰) به جای نحو مقدماتی تدریس میشود. پس از آن کتاب هدایه که نویسنده‌ای ناشناس دارد، درس گفته می‌شود. کتاب هدایه به عربی است. پس از هدایه، کتاب صمدیه شیخ بهائی خوانده می‌شد. کتاب صمدیه از شاه‌کارهای ادبیات است. شیخ بهائی تمام نحو را در سی صفحه به گونه‌ای نوشته است که ادعا دارد کسی نمی‌تواند حرفی زاید در آن بیاید.

پس از نحو مقدماتی و هدایه و صمدیه، کتب استدلالی نحو شروع می‌شود. در این مرحله دو کتاب البهجة المرضیة نوشته جلال الدین سیوطی (۸۴۹-۹۱۱) و مغنی الادیب که تهذیب شده‌ی مغنی اللبیب ابن هشام (۷۰۸-۷۶۱) است. کتاب سیوطی به نام نویسنده‌اش شهرت دارد. این کتاب شرح الفیه ابن مالک اندلسی (۶۰۰-۶۷۲) است. گاهی به جای این کتاب، شرح ابن عقیل بر الفیه درس داده می‌شود. الفیه ابن مالک بیش از هزار بیت شعر در بیان نحو است که شروح بسیاری بر آن نوشه شده است. آخرین کتاب نحوی دروس حوزه مغنی است. این کتاب نوشته‌ی ابن هشام است که ابن خلدون وی را از سیب‌ویه نحوی‌تر می‌داند. این کتاب در دهه‌ی هفتاد توسط جمعی از اساتید ادبیات حوزه قم ویریش گشت و پس از تهذیب به نام مغنی الادیب در حوزه تدریس شد. در چند سال اخیر دو کتاب بدایةالنحو نوشته غلام‎علی صفائی بوشهری به صورت آزمایشی جای‎گزین هدایه و صمدیه شده است

در سال سوم ادبیات، در کنار کتاب مغنی طلاب به تعلیم معانی و بیان می‌پردازند. معانی و بیان علم فصاحت و بلاغت است. کتاب درسی این علم جواهر البلاغه نوشته‌ی نویسنده‌ی معاصر احمد الهاشمی است. پیش از این شروح تفتازانی – مطول و مختصر- بر تلخیص المفتاح درس رایج بوده است.

فقه

کتب درسی فقه در حوزه را دو کتاب الروضة البهیة شرح اللمعه الدمشقیه و کتاب مکاسب تشکیل می‌دهند. شرح لمعه نوشته‌ی شهید ثانی (۹۱۱-۹۶۶) است که به شرح کتاب لمعه‎ی شهید اول (۷۳۴-۷۸۶) پرداخته است. این کتاب پنجاه و دو باب فقه از طهارت تا دیات را شامل است و به صورت نیمه استدلالی است. شرح شهید ثانی همانند کتاب سیوطی شرحی مزجی است.

پس از طی دوران مقدمات، در دوران سطح به مدت چهار سال کتاب فقهی مکاسب شیخ انصاری (۱۲۱۴-۱۲۸۱) تدریس می‌شود. این کتاب صرفاً به مباحث باب مکاسب یا متاجر می‌پردازد. مباحث این کتاب شامل مکاسب محرمه، بیع، شرایط المتبایعین، شرایط العوضین و خیارات است. این کتاب به صورت کاملا استدلالی است و طلاب با آموزش این کتاب با شیوه‌ی اجتهاد آشنا می‌گردند.

اصول فقه

علم اصول مقدمه‌ی فقه است و در آن از آن‌چه که در فقه حجیت برای استنباط دارد بحث می‌شود. هم‌زمان با شروع فقه به اصول هم می‌پردازند. اکنون اولین کتاب اصولی کتاب الموجز نوشته‌ی جعفر سبحانی است. پیش از این کتاب اصول الاستنباط نوشته علامه حیدری تدریس می‌شد و پیش از آن کتاب معالم الاصول نوشته ابومنصور حسن (۹۵۹-۱۰۱۱) فرزند شهید ثانی تدریس می‌شده است. این کتب به نوعی آشنائی اجمالی با مباحث علم اصول است. کتاب بعدی اصولی اصول الفقه محمدرضا مظفر (۱۳۲۲-۱۳۸۳)  است. این کتاب برای تدریس در دانشگاه نوشته شده است و از تبویب و دسته بندی خوبی برخوردار است. این کتاب مباحث اصول عملیه را فاقد است و تنها به مبحث استصحاب می‌پردازد.

در دوران سطح دو کتاب فرائد الاصول شیخ انصاری که به رسائل شهرت دارد و کتاب کفایة الاصول آخوند خراسانی(۱۲۵۵-۱۳۲۹) تدریس می‌شود. رسائل شیخ انصاری فاقد مباحث الفاظ است و از کتاب قطع آغاز می‌شود و با مبحث تعادل و تراجیح پایان می‌یابد. مباحث این کتاب شامل قطع، ظن، برائت، احتیاط، تخییر، استصحاب  و تعادل و تراجیح است. کتاب کفایه شامل همه‌ی مباحث اصولی است. این کتاب اگرچه استدلالی است، اما متن آن ایجاز دارد.

دروس جنبی

دروس جنبی حوزه شامل پنج عنوان فلسفه، کلام، تفسیر، تاریخ و رجال و درایه است. به صورت رسمی کتب فلسفی بدایة الحکمة و نهایة الحکمة علامه طباطبائی (۱۲۸۱-۱۳۶۰ ش) در دوران سطح تدریس می‌شود. البته به صورت آزاد شرح منظومه ملاهادی سبزواری و شرح اشارات خواجه نصیر و در  دوره عالی‌تر اسفار ملاصدرا تدریس می‌شود. کتب کلامی به ترتیب آموزش، اصول اعتقادات اصغر قائمی، شیعه در اسلام علامه طباطبائی، آموزش عقاید محمدتقی مصباح (این سه کتاب به فارسی است)، بدایة المعارف محسن خرازی، محاضرات فی الالهیات جعفر سبحانی هستند.

بخش‌هایی از تفسیر نمونه و المیزان و مجمع البیان به عنوان تفسیر و کتاب کلیات فی الرجال و درایة الحدیث کتب درسی رجال و درایه هستند.

دروس دیگری به صورت غیر رسمی در حوزه تدریس می‌شود مانند دروس عرفان با محوریت کتب فصوص الحکم ابن عربی و مصباح الانس ابن فناری و تمهید القواعد ابن ترکه و دروس هیئت و لغت و .. .

این نوشته برای روات حدیث نگاشته شد.