Archive for the 'برای خاتون خانه' Category

چشم‎هایت

ژوئیه 4, 2011

باور
نمی‎کنم
چشم زخم را

وقتی
به تماشایِ
ابدیتِ
زیبایی بیکرانت
ایستاده‎ام

زوال

جون 27, 2011

سیاه شد
هستی

پس از
زوال سرخی مشرقیه‎ی
لب‎هات

 

دم:
درباره‎ی حمره‎ی مشرقیه
برای خاتون خانه.

دستی بگذار روی شانه ام

جون 6, 2011

نوازش شانه
پیچ و تابِ
زلف‎های پریشان را
رام می‎کند

اندکی لمس دستانت
تب و تابِ
دل شوریده را.

نجوم

مِی 25, 2011

زیر گنبد مینا
گنجی پنهان کرده‎اند.
ماه و آسمان را؛
نگاتیو چشمانت.

چشم‎های خسته‎ی منتظر

مِی 16, 2011

کلیدِ در
دل‎تنگِ قفل است


چشم‎های حریص
دوست دارند
تو را
ببینند
وقتی در باز می‎شود


برای بانوی مهربان خانه

بافت‎های نافرسوده

مِی 14, 2011

سراسر بافت دلم
کهنه است
بناهائی
با خشت‎ عشق
با کوچه‎های
پر از یاد و بوی تو

این دل
هیچ‎گاه
فرسوده نیست

در باب جدانویسی و سرهم‎نویسی

مِی 13, 2011

با من چگونه‎ای؛
هم راه،
هم‎راه،
همراه؟


دُم:
اندر باب جدانویسی و سرهم‎نویسی [ یک] را از محمدکاظم کاظمی  بخوانید. [بخش دو]

 

 

مباهله

مارس 5, 2011

تو بيا
با گیسوان بر باد داده
چشم‎هاي بسيط آسماني
گونه‎های انگار ابر
لب‎هاي عقيقي
و همه‎ي زيبايي‎ت

من مي‎آيم
با سراسر شيدايي‎ام

سنگدل

فوریه 12, 2011

دلت از سنگ نیست
الماس است، کوه نور است
دریای نور است

شیرین

ژانویه 27, 2011

بهانه‎ای برای ستیز نیست
ای همه‎ی حلاوت حیات

زندگی‎مان چه بی‎نمک است
ای شیرین‎ترین