متن‌ها را دگرگون ببینیم

نوامبر 20, 2014

«ما خیال می‌کنیم کمال زن در این است که برای ما برود مدال بیاورد، کمال زن در مادر شدن است، در فرزند تربیت کردن است، کمال زن در اصلاح جامعه است، چرا عواطف در جامعه کم است، زن از همین حقیقت خلق شده است، به ما گفتند بیراهه بروید ما هم گفتیم چشم، فضیلت زن در این نیست، که زن و دختر ما برود پایش را دراز کند و یک کسی را بزند و برای ما مدال بیاورد، فأین تذهبون، به کجا داریم می‌رویم.» 

این کلمات آیت الله جوادی آملی است که با واکنش منفی بسیاری مواجه شد. پس از موفقیت بانوان ایرانی در مسابقات آسیایی و توجه به این موفقیت، این سخنان به گونه ای زیر سؤال بردن آن موفقیت‌ها بود. از سوی دیگر از این کلمات برداشت می‌شود که حضور زن در مسابقات ورزشی و حتی فعالیت‌های اجتماعی نفی شده است. کلماتی که در تفکر امروزی ناپذیرفتنی است. این یادداشت در مقام دفاع یا نقد این کلمات نیست، بلکه به شیوه نقد و هجمه به این کلمات و کلمات مشابه که بسیار رایج است، می‌پردازد.

مرزهای کلام

متن مرز دارد. اگرچه همه معنای متن، مستقیماً در کلمات نیست و به گفته دانشمندان منطق گاهی معنا در «دلالت التزامی» است و خارج از کلمات متن،‌ اما این بدین معنا نیست که متن مرز نداشته باشد. بسیار اتفاق می‌افتد که از متن فراتر از مرزهای معنایی برداشت می‌کنیم. این برداشت‌های نادرست به نقدها و دفاع‌های نادرست خواهد انجامید. به کلمات آیت الله جوادی برگردیم. به گمان من مرزهای این سخن این است که « مدال آوری یک فضیلت نیست و نباید به عنوان کمال و فضیلت الگوسازی شود.» و «فضیلت زن در اصلاح و تربیت جامعه و پررنگ کردن عواطف است.» و این سخن درباره نفی شرکت زن در اجتماع و مسابقات ورزشی سخنی نگفته است؛ بلکه فضیلت دانستن و الگوسازی از آن را نادرست دانسته است. میان این دو تفاوت است. اینکه این مصداق فضیلت درست است یا نه، سخنی دیگر است.

تفاوت میان نامعقول و نادرست

سخن نادرست لزوماً کلامی نامعقول نیست. میان این دو باید تفاوت نهاد. سخن نامعقول سخنی است که نمی‌توان بر اساس استدلال از آن دفاع کرد. سخنی که قابل دفاع نباشد، سخن نامعقول است. اما نادرست سخنی است که با آنچه که واقعیت دارد، همخوانی ندارد. وقتی که در یک مسأله اختلاف است، نمی‌توان همه نظرات درست باشد؛ اما هر نظریه ای بر اساس استدلالی بنا شده است. یعنی صاحبان نظر می‌توانند با استدلال از نظریه خود دفاع کنند. ممکن است در استدلال خود دچار خطا شده باشند و آن خطا نظریه‌شان را نادرست کند، اما نامعقول نمی‌کند. آنچه که بر اساس استدلال محکم بنا شده باشد، ممکن است نادرست باشد؛ اما نامعقول نیست.

تفاوت این دو در مقام نقد و واکنش دیده می‌شود. به سخن معقول حتی اگر نادرست باشد، باید احترام گذاشت. اما سخن نامعقول –از آن جهت که پشتوانه استدلال محکم ندارد- قابل احترام نیست.

شناخت و به رسمیت شناختن پارادایم‌ها

باید به متن و پارادایمی که سخن در آن گفته شده است، توجه کرد. اگر فرد بیگانه ای بدون هیچ آشنایی با آئین اسلام، نماز را ببیند، چیزی جز حرکات خاص و کلمات خاص نمی‌بیند. اما وقتی نماز را در پارادایم و متن اسلام نگاه می‌کنیم، معنای دیگری می‌یابد. خود پارادایم بخشی از معنا است. نادیده گرفتن آن، تغییر و تحریف معنا و از دست دادن بخشی از معناست.

آیت الله جوادی، فیلسوفی مسلمان تحت تأثیر فلسفه صدرایی است. در این تفکر، کمال و فضیلت و سعادت معنای خاص و ویژه ای دارد. اگر ما با آن آشنا نباشیم، بخشی از معنای این کلمات را از دست داده‌ایم.

شناخت پارادایم کلمات و نیز به رسمیت شناختن آن، راه گفتگو و نقد را باز می‌کند. اگر پارادایم یک سخن شناخته نشود و به کلیت آن پارادایم به عنوان یک عقیده احترام نگذاریم، نمی‌توان راه گفتگو را گشود. شناخت و احترام به یک نظام باور، به معنای پذیرش آن نیست.

در ستایش گزاره‌های ناسازگار

«ما» -یعنی ما- در مقابل یک متن قرار می‌گیریم. بدون تحلیل و واکاوی متن، در برابر آن موضع می‌گیریم؛ گاه منفی، گاه مثبت. چرا؟ ما در ذهن خود مبانی خاصی را پذیرفته‌ایم. برخورد نخستین ما با متن، ناسازگاری‌اش را با مبانی ما نشان می‌دهد. این ناسازگاری ما را به واکنش وامی‌دارد.

ما باید خود را با این گزاره ملامت گرانه مواجه کنیم که «نباید از ناسازگاری ترسید.» از ناسازگاری باید استقبال کرد. ناسازگاری یعنی سخنی غیر از سخن ما. این غیر و دیگری بودن «احتمالاً» به معنای نو بودن است. حتی اگر نو نباشد، نباید اسیر واکنش شد. سخنی است در میان سخن‌ها.

دوباره متن آیت الله جوادی را بخوانیم. این پرسش‌ها را مطرح کنیم؛ کمال چیست؟ فضیلت چیست؟ آیا کمال یک امر کلی است یا به اندازه هر فرد، کمال داریم؟ آیا برنده شدن در مسابقات می‌تواند کمال باشد؟ آیا فضیلت زن تربیت فرزند و جامعه است؟ و پرسش‌های دیگر.

قبل از خواندن هر متن و واکنش به آن، یک نفس عمیق، تحلیل متن، شناخت مرزهای آن، احترام به آن، جستجوی مبانی آن و … معنای دیگر به متن خواهد داد.

 *
این متن را برای شماره نخست مجله روشن نوشتم. چراغش روشن باد. 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s