فلسفه در حوزه علمیه

اکتبر 12, 2011

قصه‌ آموزش فلسفه در حوزه‌ی فقه محور داستانی پر فراز و نشیب است. گاهی فیلسوفان چنان ارجی داشتند که امور حکومت را در دست می‌گرفتند و حکمت و فلسفه رونق می یافت، چنان‌چه ابن‌سینا در دربار دیلمیان و خواجه نصیر در دربار هلاکوخان وزارت می‌کردند و گاهی چنان عرصه بر فیلسوفان تنگ می‌شد که پنهانی و در نیمه شب به تدریس فلسفه و تعلیم آن به نسلی دیگر می‌پرداختند. مرحوم آيت الله العظمی بروجردي می‌فرمود: «ما در زمان جواني، درحوزه‌ی علميه‌ی اصفهان نزد مرحوم جهانگيرخان، اسفار مي‌خوانديم؛ ولي مخفيانه. چند نفر بوديم و خفيةً به درس ايشان مي‌رفتيم.»# حتی در زمان زعامت آیت الله بروجردی بر حوزه با رونق گرفتن درس فلسفه‌ی مرحوم علامه طباطبائی، با فشار مخالفان فلسفه، ایشان مرحوم علامه را از تدریس نهی کردند و شهریه‌ی طلاب درس فلسفه را قطع کردند. حوزه‌ی فقه محور و زعامت فقها بر حوزه‌ها هم‌واره عرصه را بر فلسفه تنگ کرده بود. مخالفت فقها با فلسفه خود داستان دیگری است. سهروردی، یکی از سه فیلسوف مؤسس در عالم فلسفه اسلامی با فتوای فقهای ظاهرگرا تکفیر شد و در سیاه‌چال‌ از گرسنگی جان سپرد و ملاصدرا دیگر فیلسوف مؤسس به روستای کهک در اطراف قم هجرت کرد.

آموزش فلسفه در حوزه‌های شیعی با حوزه‌های اهل سنت هم‌سان نیست. حوزه‌های علمی اهل سنت هیچ‌گاه نتوانست از زیر سایه‌ی فلسفه‌ستیزی غزالی و فخررازی و شهرستانی بیرون آید. اما حوزه‌های شیعی اگر چه هم‌واره مخالفین جدی فلسفه را به خود دیده است، اما چه پنهان و چه پیدا محفل مباحث فلسفی و عقلی بوده است. دوران کنونی روزگار خوش آموزش فلسفه است که مرهون دو اتفاق است، یکی تربیت شاگردان فراوان توسط علامه سید محمدحسین طباطبائی و دیگری انقلاب اسلامی ایران و رهبری آن که خود فیلسوفی فقیه و فقیهی فیلسوف بود.

*

با نگاهی به تابلوی بزرگ راهنمای دروس مدرسه‌ی آیت الله گلپایگانی، بزرگ‌ترین مجمع درسی سطح و خارج حوزه علمیه قم نکته‌ای غریب نمایان می شود. هیچ درس فلسفه و عرفانی در میان انبوه دروس این مدرسه نیست، بلکه گاهی دروسی علیه فلسفه و عرفان به چشم می‌خورد. سید جعفر سیدان از بزرگان تفکیک، هر پنج شنبه از مشهد به قم می‌آید و در این مدرسه به کرسی می نشیند.

تفکر حاکم بر این مدرسه اگرچه امروز در گوشه‌ی انزوا است اما قرن‌ها اندیشه‌ی رایج حوزه‌های شیعی و سنی بوده است. نهضت ترجمه از زمان خلفای اموی آغاز و دوران منصور رسمیت یافت، توجه اولیه مترجمین بییشتر جانب تاریخ ملوک و طب و نجوم بود. هارون این نهضت را تقویت کرد و در دوران مروان به امر وی به ترجمه‌ی آثار فلسفی روی آوردند. برخی اعتنای مروان به فلسفه‌ی یونان را به گفتگوی وی در خواب با ارسطو نسبت می‌دهند و گاهی این دستور را برای رشد تفکر اعتزالی تحلیل می‌کردند. به هر حال ظاهرگرایان دینی  برگرداندن کتب فلسفی به عربی را برنتافتند و به مخالفت با آن برخاستند. چه در میان شیعه و چه در میان عامه برخی هدف مأمون را انحراف راه مسلمین از آموزه‌های اسلامی و دینی برشمردند. علامه مجلسی ترویج تفکر فلسفی را برای دور کردن مؤمنین از آموزه‌های اهل بیت علیهم السلام می‌شمرد. مؤسس تفکیک این گفته‌ی مجلسی را نقل می‌کند و بر آن تأکید می‌کند.

پس از آغاز فکر فلسفی در عالم اسلامی، فارابی نخستین فیلسوف به معنای تام آن بود. ابن سینا با پیروی از مکتب مشاء و نوآوری در مسائل گوناگون فلسفی و تلاش برای تقریب آن به شریعت گام بلندی برای ارتقای فکر فلسفی برداشت. فخر رازی و غزالی از بزرگان اشاعره با نگارش کتب المحصل و شرح الاشارات و تهافت الفلاسفه ضربه‌های سهمگینی بر پیکر عقل‌گرائی وارد ساختند. شرح اشارات فخر بر کتاب الاشارات و التنبیهات ابن سینا به بررسی و نقد تمامی سطور فلسفه‌ی ابن سینا پرداخته است و بر اساس مبانی اشعری آن را رد کرده است. این شرح را بیشتر جرح می‌دانند تا شرح. غزالی در تهافت الفلاسفه بیست مسأله‌ی فلسفی را که با شریعت ناهمگون است بررسی می‌کند و در سه مسأله ادعای تکفیر فلاسفه را دارد. حملات فخر و غزالی و نیز آثاری مانند مصارع الفلاسفه شهرستانی در کنار مخالفت فقها و عرفا با فلسفه و حمایت حاکمان از فکر اشعری برای توجیه خود و پذیرش آسان آن نزد عوام موجب انزوای فلسفه و تفکر عقلانی گردید. در این میان سهروردی با بهره‌گیری از روش بحثی و شهودی فلسفه‌ی اشراق را بنا نهاد و گام بلندب را برای تعالی فکر فلسفی برداشت. اما در سن سی و چهار سالگی با فتوای ظاهرگرایان به قتل رسید. انزوای فلسفه و یکه‌تازی تفکر اشعری تا زمان خواجه نصیر ادامه داشت. خواجه نصیر با نگارش نقد المحصل فخر رازی و نیز شرح خود بر اشارات ابن سینا به رد مدعیات اشاعره و بازآفرینی تفکر ابن سینا پرداخت. در سرتاسر شرح اشارات خواجه کلمات فخر در نقد ابن سینا به چشم می‌خورد و خواجه به رد آن می پردازد.در ان سوی عالم اسلامی، ابن رشد در اندلس نیز به حملات علیه فکر فلسفی پاسخ می‌گوید. وی تهافت التهافت را در رد غزالی می‌نویسد. یکی از تأثیرگذارترین کتب خواجه نصیر تجریدالاعتقاد بود. این کتاب اگرچه کلامی است، اما نخستین بار به کلام رنگ فلسفی داد و پس از آن همواره ردپای فلسفه در کتب کلامی هویداست. پس از فلسفه ی مشاء ابن سینا و اشراق سهروردی، سومین مکتب بزرگ فلسفی در عالم اسلامی را صدرالدین شیرازی بنا نهاد. وی با در هم آمیختن روش عقلی و شهودی و نقلی با بهره‌گیری از اندیشه‌های عرفانی، فلسفی و دینی حکمت متعالیه را بر پایه‌های اصالت وجود بنا نهاد. نوآوری‌های فراوان ملاصدرا همانند حرکت جوهری، اتحاد عقل و عاقل و معقول و … مکتبی نو در فلسفه را پدید آورد. فلسفه‌ی امروز ایران و حوزه‌های شیعی بیشتر شارح و مفسر و پیرو مکتب صدرایند. اگرچه گرایشات مشائی نیز در برخی فیلسوفان مشاهده می‌شود.

اگرچه فکر فلسفی رو به اعتلا بوده است، اما هم‌واره زیر سایه‌ی فقه و مخالفت فقها گوشه‌نشین بوده است و گاه دروس فلسفه در نیمه‌های شب برگزار می‌شده است. ورود علامه طباطبائی به قم و آغاز تدریس فلسفه نقطه‌ی عطفی در احیای دروس فلسفی در حوزه‌های علمیه بوده است. گرچه پیش از ورود ایشان دروس اندک فلسفه حتی گاه به صورت مخفی برگزار می‌شد، اما ایشان نفس تازه‌ای به روح نیمه‌جان فلسفه دمید. ایشان در زمانی تدریس علوم عقلی را در قم آغاز کردند که طلاب قم به گفته‌ی امام خمینی کوزه‌ای را که سید مصطفی از آن آب می‌نوشید، می‌شستند چون پدرش فلسفه می‌گفته است. علامه طباطبائی در راه احیای فلسفه در حوزه رنج فراوان کشید؛ از ممانعت چاپ و نشر تعلیه‌ی گران‌قدر ایشان بر بحار الانوار تا فشار بر آیت الله بروجردی برای تعطیلی درس ایشان و قطع شهریه شاگردان. با رایزنی مرحوم فلسفی با آیت الله بروجردی ایشان با بازگشائی درس علامه موافقت کردند مشروط بر این‌که شفای ابن سینا باشد نه اسفار ملاصدرا. با فزونی یافتن شاگردان ایشان و توسعه فلسفه در حوزه، ایشان دو کتاب بدایةالحکمة و نهایة الحکمة را برای تدریس در حوزه‌های علمیه نگاشتند. این دو کتاب اگر چه بر روش بحثی مشاء نگاشته شده است، اما بیان‌گر اصول جکمت متعالیه است و گاهی رگه‌های عرفانی در آن به چشم می‌آید. این دو کتاب هم اینک به صورت رسمی در دوره‌ی سطح حوزه‌های علمیه تدریس می‌شود و همه‌ی طلاب حتی آنانی که با فلسفه ستیز دارند ملزم به خواندن این دو کتابند.

نمی‌توان از نقش پیروزی انقلاب اسلامی در گسترش حوزه‌های علمیه و رشد تفکر فلسفی در آن گذشت. از مهم‌ترین این عوامل شخصیت مرحوم امام خمینی بود، ایشان خود از مدرسین علوم عقلی در دوران انزوای آن در حوزه بودند. پس از انقلاب با محوریت شاگردان علامه طباطبائی دروس فلسفه ی فراوانی در حوزه تشکیل شد و مؤسسات فلسفی گوناگونی بنا نهاده گردید. فلسفه در حوزه‌ی قم حول چهار استاد بزرگ، آیت الله جوادی آملی، مصباح یزدی، انصاری شیرازی و حسن‌زاده آملی به رشد خود ادامه داد.

جریانات فلسفی قم را می‌توان سه گروه دانست، گروه اول را شاگردان علامه طباطبائی و موافقان فلسفه تشکیل می‌دهند. دسته دوم تفکیکیان و پیروان مکتب میرزا مهدی اصفهانی هستند. فرهنگستان علوم اسلامی نهاد ترویج این تفکر در قم است. مدرسه‌ی آیت الله گلپایگانی نیز با دعوت از سید جعفر سیدان نیز به نوعی مبلغ این اندیشه است. دسته‌ی سوم را برخی از ظاهرگرایان افراطی تشکیل می‌دهند که هم فلاسفه و هم تفکیکیون را به چالش می‌کشند و هر دو را به تفکر عقلانی متهم می‌کنند. این گروه طرف‌داران اندکی دارد.  می‌توان دسته‌ی چهارمی را اضافه کرد که شامل طلابی است که تقریباً هیچ روی‌کردی نسبت به فلسفه ندارند و بیشتر به فقه و اصول می‌پردازند.

اما در حوزه‌ی مشهد بر خلاف قم، مخالفان فلسفه بر موافقان آن غلبه دارند. میرزا مهدی اصفهانی با هجرت از نجف به مشهد و بنا نهادن مکتب تفکیک حوزه ی مشهد را به قطب مخالفت با فلسفه تبدیل کرد. اگرچه فیلسوف بزرگی مانند مرحوم سید جلال آشتیانی چراغ فلسفه را در دیار طوس روشن نگاه داشته بود، اما هم‌چنان این حوزه به فلسفه روی خوش نشان نداده است. در سال‌های اخیر چالش‌های گروه‌های موافق و مخالف فلسفه موجب خلق آثار بسیاری در حوزه‌های علمیه قم و مشهد و گاهی مناظرات بین این‌ها گشته است.

این را برای همشهری ماه، شماره ۷۱ نوشته بودم. 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s