نجوای شانزده

آگوست 17, 2011

إِذْ نَادَى رَبَّهُ نِدَاء خَفِيًّا
قَالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ

با فریادی آهسته‌تر از زکریا
و خواسته‌ای کوچک‌تر از یحیی
می خوانمت:
می خواهمت

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s