پس از ستیز سرخ سخت

ژانویه 8, 2011

خون خورشید
می‎چکد
روی گونه‎های برفینت

گیسوانِ بهم بافته‎ی افتاده‎ات
شعاع‎های آفتابِ در زنجیر است

چه مقارنه‎ای است
میان تیغ مژگان وکمان ابروانت

باز
چشمان
 ستیزه‎جویت
فتنه‏ها به سر دارد

پس از این ستیز سخت سرخ
کمی آغوشت آرزوست

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s