روز بیست و یک

آگوست 31, 2010

آن‎گاه که انسان مستِ نامست است
حیرانِ ناحیران

آن‎گاه که طفلان شیرخوار مادر ندارند
و پدران بی‎پسرند و پسران بی‎پدر

آن‎گاه که در آن بیابانِ ابدیِ بی‎کران
با کاشی‎های سفیدِ رو به زرد
همه می‎گریزند به هیچ جا.

آن‎گاه که همه خود را می‎جویند

با چشمی خمار تو را تماشا خواهم کرد.
ای دیدنی‎ترین!

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s