هنر دروغ‎سازی و نفی هویت انسانی

ژوئن 2, 2010

دروغ باورپذیر را ساختن، هنر است. داستان و رمان چیزی جز دروغ‎هایی همراه با ریزریز ماجراها نیست. شاید بتوان از شرایط باورپذیرسازی دروغ، زمینه داشتن دروغ و یا زمینه‎سازی برای آن، پرداخت به جزئیات ، پی گرفتن لوازم دروغ نخست و مهم‎تر از همه بستن راه تفکر مخاطب نام برد. دروغ اگر مشتمل بر یک گزاره‎ی مبهم و کلی باشد، برای اقناع مخاطب ناکافی است. هم‎چنین اگر لوازم و پی‎آمدهای دروغ نخست رعایت نشود، از راست‎نمایی‎اش کاسته می‎شود.
این دو نمونه گفته‎های مردی است برای توجیه دیر رسیدن به خانه و تلاش برای فرار از بازخواست؛

یک:  ماشین‎مان خراب شده بود و تا درستش کنیم دیر شد.

دو: آقای داوودی را که یادته، داشتیم می‎اومدیم دیدمش انگار حالش خوب نبود. دم همون درخت بید که جلوی پاساژ کتاب فروشاست تکیه داده بود. رفتم پیشش انگار مسموم بود می ‎گفت قرمه سبزی مونده خورده. دور از انصاف بود ولش کنم. بردمش اورژانس، سرم بهش زدن. بچه‎ی آقا مرتضی هم اونجا بود، پای دوستش تو فوتبال شکسته بود.  بعد هم بردمش خونشون. خانمش –اسمش زری بود؟ نه؟- می‎گفت چرا بهمون سر نمی‎زنیت. راستی می گفت پسر بزرگشون رفته تو ارتش.

احساس می‎شود دروغ دوم بر خلاف سخن اول قانع کننده باشد و گوینده از بازخواست رهایی یافته باشد. چرایی این اقناع برمی‎گردد به جزئیات فراوان دروغ و پی‎گیری دروغ نخست با دروغ‎های پیاپی پسینیی. این دروغ‎های بعدی و نام بردن از کسانی که سرنوشتشان مورد علاقه‎ی مخاطب است، راه تفکر برای راست‎آزمایی و کژسنجی سخنان را بر مخاطب می‎بندد. در این‎جا مخاطب دیگر از دیرآمدن و بازخواست نخست خود دست شسته است، زیرا فکرش به مسأله‎ای غیر از دیرآمدن مشغول شده است. انحراف فکر از موضوع اصلی به کمک مسائل نامربوط و فرعی را مغالطه «ماهی دودی» the red herring   یا مغالطه‎ی نکته‎ی انحرافی می‎گویند.

برخی مردم این کارخانه را متهم می‎کنند که تأثیر منفی در آلودگی هوای منطقه دارد؛ حتی عده‎ای معتقدند که سبب باران‎های سیدی می‎شود. اما این کارخانه یک جریان حیاتی در منطقه است. صدها کارگر به طور مستقیم از این کارخانه حقوق می‎گیرند و تعداد بیش‎تری نیز به غیر مستقیم از آن بهره می‎برند. این کارخانه سالانه مقدار هنگفتی مالیات می‎پردازد که باعث می‎شود شهرداری بتواند با استفاده از آن فعالیت‎های گسترده انجام دهد. متاسفانه مردم به این حقایق توجه ندارند. 1

باید توجه داشت که دروغ هم‎واره بر لبه‎ی پرت‎گاه رسوائی است و احتمال هویدا شدن دروغ و برملا شدن آن می‎رود. واکنش دروغ‎گو در مرحله هویدائی و تکذیب دروغ، باید سکوت و بی‎توجهی به تکذیب باشد. و خود را چنان نشان دهد که گوئی نه وی سخنی گفته است نه تکذیبی بیان شده. اما همیشه این‎گونه نیست که بی‎اعتنائی و خودفراموشی کارساز باشد؛ به‎ویژه آن‎جا که دروغ بزرگ باشد و تکذیب مهم. چاره در این موقعیت دروغی نو با همان شرایط کهنه است. رایج‎ترین دروغ در ایستگاه پس از تکذیب، روانه کردن دروغ نخست به غیر است و ارجاع آن به دیگری و خود را صرفا نقّال جا زدن.
***
باب مغالطات منطق آموزش مغالطه نیست، ایمن‎سازی در برابر مغالطه است. شاید برای همه‎ی ما این پرسش پیش آمده باشد، چرا برخی دروغ‎ها که از رسانه‎ها منتشر می‎شوند باورپذیرند و مخاطبان در دام دروغ بند می‎شوند.  پاسخ در هنر دروغ سازی رسانه است و رعایت کردن شرایط دروغ باورپذیر.
چه گرایش به «نظریه‎ی مطابقت» در صدق داشته باشیم، چه میل به «تشکیک در صدق» میان این دو گزاره تفاوتی نیست؛ الف: خورشید طلوع می‎کند. ب: کیهان دروغ می‎نویسد. درباره‎ی دروغ نوشتن کیهانیان کاری بی‎هوده است؛ زیرا نه سودی و فایده‎ای دارد، و نه دروغ گویی‎شان در پرده‎ و حجاب است بل‎ که دروغ‎هایی است دریده و آخته.
کیهان نشینان پرده دری و دروغ گوئی و رسواسازی و تهمت فکنی و تکفیر و نفی هویت انسانی مخالف را چنان شیوه خود کرده‎اند که گوئیا باور نمی‎دارند روز داوری. این نوشته نه برای افشای دروغ نویسی کیهانیان است که اوضح من الشمس فی رابعة النهار ، و نه برای موعظه و نصیحت ایشان است که نرود میخ آهنین در سنگ، بل‎که برای دفاع از نیم‎چه دوستی است که امروز آواره‎ی غربت فرنگ است. محمدجواد اکبرین هم مدرسه‎ای من بود در مدرسه‎ی معصومیه قم. وقتی من جامع المقدمات می‎خواندم ایشان دوره‎ی مقدمات را سپری کرده بود و ملبس به لباس روحانیت بود. وی از رفقای یکی از هم حجره‎ای‎هایم بود و نیم‎چه دوستی ما که در سلام و علیکی و حال و احوالی خلاصه بود به رفاقت وی با هم اتاقی‎مان بازمی‎گردد. البته دوستان و هم‎مدرسه‎ای‎های دهه هفتاد معصومیه دعا خواندن و مداحی وی را از یاد نخواهند برد. وی طلبه بود. طلبه مدرسه معصومیه. ولی چرا کیهانیان می‎نویسند «خود را طلبه جا زده بود» و وی را طلبه نفوذی و قلابی می‎خواند رازش را باید در همان مصرع خواجه‎ی شیراز جست. این نوشته نه در مقام دفاع از آرا و عقاید اکبرین است نه در بیان نقد آن. در مقام دفاع از هویت یک انسان است که طعم تلخ آوارگی و غربت را به خاطر مخالفت با اندیشه‎ی کیهانیان می‎چشد. ربط دادن یک سخن راست اکبرین با سازمان سیا و لژ ماسونی!! لندن و باند مهدی هاشمی و نفوذ در حوزه از ریسمان و آسمان بافی‎هایی است که جز از کیهانیان برنمی‎آید. همه‎ی این دروغ‎ها برای تثبیت دروغ نخست بیانیه جامعه مدرسین بود. من نوشته‎های اکبرین را گاهی می‎خوانم، وی را هم‎چنان فردی متدین و متشرع می‎بینم و به روشنی می‎بینم که وی دغدغه دینداری و دفاع از دین را در مکاره‎ی دین فروشی و دین سوزی دارد. البته چه بسا اختلافاتی در اندیشه و عقیده با وی داشته باشم که راه آن جدال احسن است نه نفی هویت انسانی و تاریخی.

این بیانیه دروغین کیهان که پس از تکذیب به گردن خبرگزاری‎ای نامعلوم روانه شد، نشان‎دهنده نکاتی دیگر بود. از جمله بی‎سوادی نویسنده‎ی آن و ناآگاهی وی نسبت به فقه. هیچ لمعه خوانده‎ای نمی‎گوید: سروش با تخطئه مباني نظام اسلامي و ولايت فقيه ارتداد خود را بر همگان ثابت كرد. نه انکار مبانی نظام اسلامی ارتدادآور است نه تخطئه ولایت فقیه کفر. زیرا این دو نه از ضروریات عقایدند نه از بدیهیات فروع. و فقهای بسیاری اند که مخالف چنین نظری بوده‎اند. البته در فقه کیهانی بلی. – البته برای توجیه برخی مستضعفین عقلی بگویم که قول به عدم ارتدادزائی انکار ولایت فقیه مساوی با انکار آن نیست. زیرا انکار هر حکمی مساوی ارتداد نیست. و نیز بگویم که مفاهیمی مانند ارتداد و ناصبی گری و مانند آن در فضای روشن معنا دارند و لوازم و احکام آن بر مصداق بار می‎شوند نه در فضای غبار و شبهه. فتامل.

پانوشت‎ها:
1. برای آگاهی بیش‎تر از این مغالطه نگاه کنید به: علی اصغر خندان، مغالطات، ص234، نشر بوستان کتاب

نشانی‎های هم‎خوان‎
1و2:
سنجیدن و عدالت از گام نو
3و4و5: سه دروغ پیاپی کیهان اولی بیانیه ساختگی جامعه مدرسین  دوم توهم لژ ماسونی لندن و زلزله در آن و تهمت های فراوان به اکبرین و آسمان و ریسمان بافی   سوم تکذیب بیانیه جامعه مدرسین و روانه کردن دروغ به گرده‎ی خبرگزاری‎ای نامعلوم و ناموجود دروغ اول با جزئیات زیاد و زمینه مناسب گفته شده است. خبر دوم پافشاری بر دروغ نخست و پی‎گیری لوازم آن است همراه با جزئیات فراوان و خبر سوم ایستگاه آخر پس از تکذیب و حواله به گرده‎ی دیگری.
6.محض خنده
این خبر را هم بخوانید.

Advertisements

2 پاسخ to “هنر دروغ‎سازی و نفی هویت انسانی”

  1. محمدجواد Says:

    سلام عزیز نادیده
    ممنونم از لطفی که به من داری و بسیار ممنونم از تعهدی که به اخلاق و حقیقت…
    در این روزگار غریب، نخستین قربانیان عقده ها و عقیده ها اخلاق است
    یاد پیامبری بخیر که بیش از هر چیز برای «مکارم الاخلاق» آمده بود
    نوشته ات، هم درد بود هم درمان
    با آرزوی روزگاری بهتر

    شاد و سلامت باشی همیشه

    محمد جواد اکبرین

    دوست داشتن


  2. سلام عزيز جان …
    بيشتراز متن محققانه ات ممنون تا نقدت به كيهان و دفاعت از جواد .
    راستش جعل اسكناي هفت تومني_كه در تاريخ چاپ پول ايران سابقه ندارد!!_نيازي هم به استدلال
    براي جعلي بودن ندارد.بحمدالله كيهان هم ايضا كذلك.
    حتي _ و مع الاسف از سقوط اخلاق و انهدام آن_ اگرمجتمع المزخرفات راجع به جواد عزيز درست
    باشد_كه نيست_خلط انگيزه و انگيخته!!و نقد انگيزه براي درهم كوفتن انگيخته خلف صالح فكر ماركسيستي ست كه چنددهه اي هست توي ايران باب شده و شيوع _حتي_ادبيات و مباني استدلال
    آن هم!
    در هر حال بازم ممنون .

    دوست داشتن


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s