دل لرزان ابلیس

نوامبر 28, 2009

چه سخت است این مرد. این مرد مهربان. و چه محکم گام برمی‎دارد. بدون تردید. انگار هیچ تردیدی ندارد. می‎روم سراغش.
– عزیز دلت را چه می‎کنی؟ چگونه جوانت را می‎سپاری به تیغ؟
سنگم می‎زند. هنوز دلش نلرزیده است.
– خدای بی‎نیاز را چه حاجت به سر بریدن پسر نازنینت. ببین چشمانش  چه شکوهی دارد.
سنگم می‌زند.
– گلوی اسماعیل جای بوسه است نه خنجر. این پسر سال ها باید دنیا را ببیند. این ظلم است. او حق دارد زنده بماند.
سنگم می‌زند.
– نمی‌دانستم این همه سنگ‌دلی. گمانم این بود پیامبران مهربان‌ترینند. اگر تو پسرت را نمی‌خواهی ، او تو را می‌خواهد.
سنگم می‌زند.
– اسماعیل مال تو نیست. مال هاجر هم هست. مال خود هم هست. گریه‌های مادرش را چه می‌کنی؟
چه سخت است این مرد. سنگم می‌زند.
– به مادر پیرش رحم کن. به جوانیش رحم کن. به زیباییش.
دلش نمی‌لرزد. سنگم می‌زند.
– تو و خدایت ستم کارید. آینده این جوان را سر می‌برید. مادرش را دق مرگ می‌کنید. مگر قربانی این پسر چه سودی دارد.نه برای تو سود دارد ، نه برای خدا. تو جگرگوشه ات را از دست می‌دهی ، خدا هم که نیازی ندارد به اعمال بندگانش. شاید رویایت اشتباه بوده. من صدای گریه‌های مادر پیرش را می‌شنوم. مادری که سال‌ها انتظار این پسر را داشت.
باز هم نمی‌لرزد. چه سخت است دل این مرد. سنگم می‌زند.
دست و پای جوانش را می‎بندد. تا دلش نسوزد برای دست و پا زدنش. کهنه‎‌ای می‎کشد روی چشمان زیبای اسماعیل. دست‎های ابراهیم نمی‎لرزد. پسرش را نمی‎بوسد. تیغ تیز خنجر می‎درخشد زیر آفتاب. انگار تمام هستی این جا را می‎بینند. من به جای ابراهیم می‎لرزم.اضطراب دارم. یعنی ابراهیم گلوی عزیزش را می‎برد. اسماعیل  می‎نشیند. چه قربانی گران‎بهایی. نه پدر تردید دارد نه پسر. پاهایم می‎لرزد. ابراهیم خنجر را می‎برد سوی گلوی اسماعیل. چقدر مطمئن. لرزش پاهایم بیشتر شده است. خنجر را می‎گذارد روی گلوی اسماعیل. می‎کشد. دلم تنگ شده است انگار. مثل مجرمی‌که همیشه حسرت می‎خورد. حسرت اشتباهش را. پاهایم می‎لرزد. می‎خواهم سجده کنم به ابراهیم. می‎خواهم سجده کنم به آدمی.

Advertisements

3 پاسخ to “دل لرزان ابلیس”

  1. زینب Says:

    خیــــــــــــــــــــــــــــــــلی زیبــــــــا بود

    دوست داشتن

  2. هومر محقّق Says:

    خیلی زیبا بود احسنت بر تو

    دوست داشتن

  3. جواد دات آي آر Says:

    واقعا زيبا بود !

    دوست داشتن


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s