مغالطلات سیاسی-دو/ مغالطه انگیزه و انگیخته

اکتبر 28, 2009

اساس این مغالطه این است که کسی برای نقد یک عقیده و رأای به جای نفد محتوا، به خاستگاه آن عقیده و رأی و انگیزه‏هایی که پشت آن است، می‏پردازد. به جای این‏که توجه کند آن شخص چه می‏گوید و ارزش و ادله‏ی سخن او چیست، به سراغ این مسأآله می‏رود که تعلقات و انگیزه‏های گوینده‏ی آن سخن چیست. متعلق به کدام طبقه، حزب و گروه است و اهداف او و هم‏فکرانش کدام‏اند.

طرح وحدت ملي جز فتنه اي جديد براي گريز از تخلفاتي كه طراحان آن انجام داده اند، نيست.

انتقاداتی که به دولت می‏شود، به خاطر عقده‏هایی است که از دولت دارند.

فلسفه‏ی هگل جز پاره‏ای مهملات بی‏معنا چیزی نیست. هگل در یک طبقه‏ی مرفه زندگی می‏کرد و دائما در عیش و خوشی و در اوهام خود سیر می‏کرده و هرگز با متن زندگی و کار ارتباط نداشته‏است. نتیجه این شده است که در دفتر کارش نشسته تا فلسفه بنویسد، این خیالات موهوم ومهمل را سرهم کرده است.

این مغالطه از انواع جنجالی و بسیار شایع و متداول مغالطات است.عده‏ای به علت استعمال گسترده‏ی این مغالطه و انس با آن، چه بسا آن را مغالطه ندادند و چنین برخوردی را با آراء دیگران جایز بشمارند. آراء و اندیشه‏ها را باید مستقل از هر عامل بیگانه‏ای بررسی کرد. صحت و بطلان یک عقیده را محتوای آن و ادله‏ای اقامه شده در تأیید آن تعیین می‏کند، نه کسی که آن را بیان کرده‏است و نه هیچ چیز دیگر. منشأ این مغالطه این تصور خطاست که عده‏ای گمان می‏کنند که امکان ندارد یک عقیده صحیح و مستدل از سوی شخصی ارائه شود که دارای موقعیت مناسب علمی و اجتماعی و… نیست و یا انگیزه‏های غیرمقبولی دارد:

به تازگی کتابی درباره‏ی عوارض سوء استفاده از داروهای شیمیایی نوشته شده ودر آن استفاده از انواع قرصو کپسول، مضر تشخیص داده شده است. البته نباید این کتاب را خیلی مهم تلقی کرد، زیرا نویسنده‏ی آن یک عطار است که به طب گیاهی علاقه دارد و طبعا این کتاب را با اهداف مالی و برای تبلیغ کار خود نوشته است.

اصطلاح «در آمیختن انگیزه و انگیخته» نیز به همین معناست. یعنی انگیزه، هدف گوینده‏ی سخن هر چه باشد، باید به نقد سخن و یا عمل او پرداخت، مسلما در آمیختن این دو مغالطه و خطاست.

به هیچ وجه پیش‏نهاد آن‏ها را نخواهم پذیرفت، زیرا می‏دانم که متأثر از جناح تندرو هستند.

متاسفانه ارتکاب این مغالطه بسار متداول است و باید آن را یک آفت عمومی برای مسائل علمی و عقلی در نقد آرای دیگران دانست که افراد بسیاری به آن دچارند. این عده هنگام برخورد با هر عقیده‏ رأی جدیدی پیشاپیش موضع خود را مشخص کرده‏اند و به علت این‏که عقیده‏ای متعلق به یک دوره خاص تاریخی و یا از آن حزب، گروه و سازمان خاص است و یا این که گوینده‏ی آن عقیده، فلان انگیزه را دارد و پیرو فلان آیین، مکتب و فلسفه است و از فلان خط فکری متأثر است و… و به عللی این چنین -که همه‏ی آن‏ها را می‏توان نقد سخن‏گو به جای نقد سخن نامید- با آن رأی و عقیده به مخالفت برمی‏خیزند، حتی حاضر به شنیدن و توجه‏کردن به محتوا و بررسی ادله‏ی آن نمی‏شوند.

بحث شورای رهبری بحث مردودی است. کسانی که آن را مطرح می‏کنند به دنبال اینند که در صورت تحقق شورای رهبری خود را در آن جا دهند.

صاحب قبض و بسط شریعت در پی ارائه یک نظر علمی نیست، بل‏که دین جوانان را هدف قرار داده‏است.

ترجمه آثار فلسفی یونان به عربی برای مبارزه با آموزه‏های تشیع بود.

ترویج دین توسط روحانیون و کشیشان به خاطر چپاول اموال مردم بوده‏است.

حکام زور برای مشروعیت‏بخشی به خود، اندیشه جبرگرایی را ترویج می‏کردند.

در تمام این نمونه‏ها آن‏چه نقد شده است خود اندیشه و سخن نیست، بل‏که انگیزه و و صاحب سخن است.  و مغالطه‏گر بدون تفکر درباره‏ی ماهیت شورای رهبری و قبض و بسط و فلسفه‏ی‏ یونان و دین و اندیشه‏ی جبرگرایی آن را نقد کرده‏است. «انظروا الی ما قال و لاتنظرو الی من قال» بنگرید چه گفته و ننگرید که گفته.

پ.ن
یک: منبع مغالطات علی اصغر خندان نشر بوستان کتاب ص 197 . با دخل و تصرف. مثال‏ها از خودم است.
دو: مرتبط: مغاطه‏ی خودت هم

Advertisements

یک پاسخ to “مغالطلات سیاسی-دو/ مغالطه انگیزه و انگیخته”


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s