خودی و ناخودی -دو

اکتبر 20, 2009

بخش اول این نوشته درباره ماهیت و معیار و مراتب خودی و ناخودی و رابطه اندیشه‏ها

سه: مشکل فهم درباره مسایل یک اندیشه
یاران یک اندیشه هم‏واره یک‏سان نیستند. شاید بتوان اندیشه‏ای را یافت که همه‏ی افراد آن حلقه از سطح علمی بالایی برخوردار باشند مانند حلقه‏های خاص فلسفی وعرفانی و ریاضی و… . اندیشه‏ای که هیچ‏گاه راهی به میان عوام ندارد و تنها میان اندیش‏مندان بحث می‏شود. اگرچه میان همین حلقه‏های خاص اختلاف نظر و قرائت‏های مختلف نیز به چشم می‏خورد، اما کم‏تر کج‏فهمی یافت‏می‏شود. ولی هنگامی که به سراغ اندیشه‏هایی که در جامعه نفوذ دارند و مخاطب‏شان مخاطب عام است، می‏رویم ، بدفهمی وکج‏فهمی و حتی نافهمی را فراوان می‏بینیم. فاصله‏ی بسیار میان افراد این اندیشه‏‏ها، فهم‏های مختلف و قرائات گوناگونی از یک مسأله را در پی دارد. این فهم‏ها و قرائات هم‏واره عالمانه و آگاهانه نیست. همان‏طور که گفته‏شد خودی‏های یک مکتب دارای مراتب هستند و مبنای این مرابت و درجات علم و فهم و عمل است. مثلا در مکتب تشیع میان فهم یک فیلسوف شیعه درباره خدا و هستی با یک فرد درس‏نخوانده تفاوت بسیار است.میان فهم یکمقلد از احکام و فهم یک مجتهد و مرجع نمی‏توان هم‏سانی برقرار کرد. گزاره‏های دینی و اعتقادی به دلیل غیرحسی بودن در اغلب موارد جای‏گاهی مناسب برای کج‏فهمی‏اند. برای نمونه ،بسیار دیده‎‏شده‏است که از این جمله «حفظ جمهوری اسلامی از نماز واجب‏تر است.» این‏گونه برداشت می‏‏شود که در شرایطی می‏توان نماز را ترک کرد. یا از گزاره » سیاست ما عین دیانت ماست.» فهمیده می‏شود که تمام احکام اسلام سیاسی است. در حالی که هر دو برداشت برداشت‏هایی اشتباه است و این جملات درصدد بیان امری دیگر بوده‏اند نه این برداشت‏‏های سطحی. این کج‏فهمی‏ها آن‏گاه که به مرحله برخورد با دیگران برسد فاجعه می‏آفریند. بسیاری از جنایات گروه‏های فشار که در این سال‏ها رخ داده‏است ناشی از این بدفهمی و نافهمی بوده‏است. همین کج‏فهمی‏هاست که گستاخی و جسوری را مترادف عزت می‏نامد و سخنان سخیف و بی‏ارزش را که هیچ منفعتی در پی ندارد فتح الفتوح می‏داند و گمان می‏کند سنگ انداختن به دشمن پیروزی است. [ن.ک: عزت چیست؟ ذلت چیست؟ و دولت ذلت] و گاه مخالفت با یک مسئول دست چندم مخالفت با خدا خوانده‏می‏شود. و … .

چهار: زیر و رو شدن اصول و فروع
مکاتب و اندیشه‏ها از مسائل گوناگونی تشکیل شده‏اند. این مسائل از جهت اهمیت در یک سطح نیستند. مسأله اعتقاد به توحید و خدا با مسأله وجوب نماز در یک سطح نیست. وخون و آبروی انسان بسیار مهم‏تر از ساختن مسجد است. گاه مخالفت با یک مسأاله موجب خروج از یک مکتب است. مثلا کسی که به خدا باور نداشته باشد نمی‏تواند مسلمان باشد، ولی کسی که قائل به حرمت نمازجمعه در عصر غیبت است تفاوتی با مسلمانی که قائل به وجوب آن است ندارد. پیروان یک مکتب باید مسائل بنیادی و زیرین اندیشه و مسائل فرعی و دست چندم مکتب‏شان را بشناسند. ناآگاهی از مسائل اصلی و فرعی در بسیاری اوقات موجب برخوردهای ناشایست با اصحاب یک اندیشه شده‏است. برای نمونه برخورد جاهلانه عده‏ای با مرحوم علامه عسکری صرفا به خاطر ابراز این گزاره که سند زیارت عاشوراء ضعیف است چنان گستاخانه بود که حتی وی را متهم به خروج از تشیع کردند و یا برخورد نابخردانه با مرحوم آیت‏الله اشتهاردی به دلیل نفی حدیث دوات و قلم. و یا سخنان دور از نزاکت و ادب منصور ارزی نسبت به مراجع به دلیل انتقاد از مداحی‏ها و… .همین برخوردهای ناشی از جهل و بدفهمی را بسیار در مسائل سیاسی می‏بینیم. مادامی‏که آشنایی با اصول و فروع یک مکتب نباشد، شاهد برخوردهای ناشایست با خودی‏ها توسط خودی‏های دیگر خواهیم بود.امروز مشاهده می‏کنیم که بسیاری از یاران انقلاب صرفا به خاطر نقد و یا یک پرسش در مسائل دست چندم از دایره انقلابیون خارج شده‏اند در حالی‏که هم‏چنان به اصول انقلاب معتقدند. این صرفا به خاطر ناآشنایی با اصول و فروع مکتب است. یا این‏که می‏بینیم  فلان مرجع به خاطر مخالفت علمی با نظریه ولایت فقیه توسط برخی راهی جهنم می‏شود. باآن‏که رد یا قبول علمی این نظریه تفاوتی در سعادت یا شقاوت انسان ندارد. و….[ن.ک: دوران سخت اندیشیدن]

پنج: برخورد یک اندیشه با ناخودی‎ها
گفتیم هر اندیشه‏ای خودی دارد و ناخودی. ناخودی هرکسی است که عقاید و قوانین یک اندیشه را نپذیرد چه با آن مخالفت ورزد چه ساکت باشد و حتی شاید سخنی از آن مکتب نشنیده باشد و از وجود آن ناآگاه باشد. اندیشه‏ها متفاوت‏اند.گاهی به یک حلقه‏ی کوچک در زمانی خاص محدود می‏شود و گاهی مرزهای زمانی و مکانی را درمی‏نوردد. برخی از اندیشه نسبت به مخالفین و ناخودی‏ها هیچ حکمی و مسأله‏ای ندارد. مثلا پوزوتویسم منطقی جز رد اندیشه‏های غیر خود هیچ گزاره‏ای درباره‏ی مخالفین و منتقدان خود ندارد. می‏توان ادعا کرد همه‏ی مکاتب فلسفی،ریاضی و مانند این از این سنخ‏اند.نه به این خاطر که توجه به این امر نکرده‏اند بل که به این دلیل که شأن این مسائل و این مکاتب فعل و عمل وبرخورد و رفتار نیست و فقط در ساحت اندیشه و نظر گام برمی‏دارند. برخلاف این مکاتب، مکاتب و اندیشه‏های فقهی و حکومتی و گاهی کلامی  دارای احکامی درباره‏ی مخالفین و ناخودی‏هاست. اشاره شد که ناخودی مانند خودی دارای مراتب و درجات گوناگون است. ناخودی هم شامل کسی می ‏شود که حتی اسمی از مکتب نشنیده است و هم شامل دشمن عنود و لجوج می‎‏شود. این دو با هم مساوی نیستند و احکام آنان هم نمی‏تواند با هم مساوی باشد. مثلا در اسلام میان اهل ذمه و کافر حربی و کافری که با مسلمین پیمان دارد، تفاوت است. و حتی برخورد با خودی‏های متخلف هم متفاوت است. در حکومت هم همین‏گونه است.میان یک منتقد با محارب تفاوت بسیار است.و برخورد با آنان باید متفاوت باشد. البته برخورد مساوی با خشونت نیست. شناخت مراتب خودی و ناخودی مانعی برای برخوردهای نادرست با متخلفین و ناخودی‏هاست.

Advertisements

4 پاسخ to “خودی و ناخودی -دو”


  1. […] 21, 2010 بدست sama صفر:در  خودی و ناخودی (1 و2) نوشته بودم که خودی مراتبی دارد و ناخودی درجاتی. برخورد […]

    دوست داشتن


  2. […] را بخوانید 1. اینها را بخوانید: خودی و ناخودی یک و دو ادب در برابر مخالف رزمندهای که به دشمن گرا می‎داد سخنی […]

    دوست داشتن

  3. کراکوهی Says:

    سلام- به موضوع خوبی اشاره کردید. نمیدانم چقدر در این خصوص مطالعه دارید . در جامعه شناسی تفسیری و پست مدرن مبحث در این باره وجود دارد که کمی با اندیشه شما متفاوت است که خود و دیگری چگونه و چطور یکدیگر را فهم می کنند. و وظیفه روشنفکر در این خصوص چیست. می توان به فصل اول کتاب اشارت های پست مدرنیته اثر زیگمونت باومن (5-70) و یا انسان شناسی فلسفی باختین رجوع کرد.
    اینگونه عقاید دیگران را هم می توان دید و اندیشه کرد

    دوست داشتن


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s