نجوای چهاردهم

سپتامبر 8, 2009

مبادا
نیلوفران آبی آرزوهایم
در بی‏کران‏ ها گم شوند
و ستاره‏های چشمک‏زن امید
مثل غباری در ابدیت محو گردند.

کوبه‏ های شیشه‏ای بارگاهت را
با دستانی گرم و لرزان
می‏نوازم
تا فرشتگان در دستگاه شور
گریه کنند

تمام آرزوهای هستی را
در کوله‏ پشتی‏ام جا داده‏ام
و قباله هکتار هکتار آسمان‏های امید را
پیشکشت می‏کنم

مبادا در این بی‏ نهایت گم شوند.

آرزوهایم

—-
پ.ن:

برداشتی از فرازی از دعای ابو حمزه: افتراک یا رب تخلف ظنوننا او تخیب آمالنا ، کلا یا کریم.فلیس هذا ظننا بک و لا هذا طمعنا فیک. ان لنا فیک املا طویلا کثیرا ان لنا فیک رجاء عظیما. عصیناک…. .
Advertisements

یک پاسخ to “نجوای چهاردهم”

  1. yasetti Says:

    ســـــــــلام :
    اما خودش طلبیده مان اینجور:
    لا تقنطوا من رحمه الله….
    دعاهایتان خیر، آنها سبــــــــز !

    دوست داشتن


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s