استهلال-دعای روز دوم

اوت 23, 2009

جز موری که خرده نان های خشک را می جوید
زمان برای همه مرده است.

آسمان اینجا تا ابدیت تار است
و خورشیدی نیست تا بطلمیوس و کپرنیک به جان هم بیفتند
و گالیله برای کلیسا توبه نامه بنویسد.
و ستاره ای برای شمردن و چشمک زدن
و هلالی که آبستن یوم الشک باشد.

ماه نو را باید در لب های خشک دم غروب
بازجو
و دست های خسته اش
استهلال کرد.
لگدهای بی رمق شکنجه گر بوی «ماه رحمت» می دهد.

الغوث الغوث خلصنا من النار یا رب.‎

Advertisements

یک پاسخ to “استهلال-دعای روز دوم”


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s