شکوه شهود و شِکوِه شیاد

مه 29, 2009

یک :
«و لعلک قد تبلغک عن العارفین اخبار ، تکاد تاتی بقلب العادة ، فتبادر الی التکذیب . و ذلک مثل ما یقال : ان عارفا استسقی للناس فسقوا ، او استشفی لهم فشفوا ، او دعا علیهم فخسف بهم و زلزلوا ، او هلکوا بوجه آخر و دعا لهم فصرف عنهم الوباء والموتان و السیل و الطوفان اوخشع لبعضهم سبع او لم ینفر عنهم طائر او مثل ذلک مما تؤخذ فی طریق الممتنع الصریح ، فتوقف ، و لا تعجل فان لامثال هذه اسبابا فی اسرار الطبیعة »
ابن سینا فیلسوف بزرگ اسلامی اگر چه چهره‌ی غالب فلسفی‌اش مشائی است اما می توان رگه‌های اشراقی را در نمط‌های پایانی الاشارات و التنبهات ٬ رساله‌های رمزی تاویلی ٬منطق المشرقیین شرح اثولوجیا و ابتدای شفاءمشاهده کرد . وحتی در مقدمه شفاء پیروی خود از مشاء را مماشات با جمهور می‌داند و کتابی از خود معرفی می‌کند که در فلسفه اشراق نگاشته شده است و آن را موافق طبع خود می‌داند . فخر رازی منتقد بزرگ ابن سینا نمط‌های پایانی اشارات را می‌ستاید و آن را بی نظیر می خواند که نه در قبل مانند دارد و نه در بعد . ابن سینا در نمط نهم به مقامات عارفین می‌پردازد و در نمط پایانی به اسرار آیات غریبه که از عارفان سر می زند توجه دارد و آنان را بررسی علمی می کند . در عبارت فوق می‌گوید » اگر اخباری از عارفین شنیدی که برایت غریب بود و آن را کذب خواندی ٬ توقف کن و شتاب مکن زیرا برای این اخبار در اسرار طبیعت اسبابی است . » و بعد از بیان مقدماتی در تنبیهی می گوید . « اذا قلت الشواغل الحسیة و بقیت شواغل اقل لم یبعد ان یکون للنفس فلتات تخلص عن شغل الخیال الی جانب القدس فانتقش فیها نقش من الغیب …» هنگامی که شواغل حسی و دل مشغولیهای دنیایی کم شود هیچ بعدی ندارد که نفس برای لحظاتی از استعمال خیال رها گردد و به عالم قدس متصل گردد و نقشی از غیب در نفس  نقش بندد . ابن سینا با روندی منطقی امکان شهودعارفان از غیب و قدرت آنان را بر خوارق عادات توجیه می‌کند . باز به شنوندگان این گونه خوارق توصیه می‌کند که به انکار ان اخبار برنخیزید . » اذا بلغک ان عارفا اطاق بقوته فعلا او تحریکا او حرکة یخرج عن مثله فلا تتلقه بکل ذلک الانکار فلقد تجد الی سبیله سبیلا فی اعتبارک مذاهب الطبیعة » .

دو :
جامعه ایران جامعه‌ای به شدت مذهبی است . حتی آنان که در ظاهر تقیدی به دین ندارند در نهان‌خانه دل جایی برای مذهب و ماوراء دارند . تمایلات اشراقی عرفانی در بسیاری از افراد جامعه یافت می‌شود . در چنین فضایی بساط شیادی و دکان های زهد فروشی رواج دارد و دام درویشان دروغین و راهزنان خرقه پوش گسترده است . البته بساط شیادی محدود به پیر بودن ومراد بودن نیست ٬ و افراد بسیاری پیدا می شوند که خود را مرید پیر ارجمندی معرفی می کنندو از این راه ارتزاق می‌کنند . شخص نگارنده دین‌فروشان بسیاری را دیده است که به خاطر شهوت‌های دنیایی خود را مرید این وآن جا می‌زدند و برای اثبات مریدیت و اتصال به آن مراد کرامت‌ها می‌ساختند و قصه‌ها می‌پرداختند .

سه :
تشخیص درویشان دروغین و عارفان راستین اگرچه سخت است ولی با نگاه به رفتار وسخنان و اعمال آنان و با پرس وجو از دیگر عالمان و واصلان امکان‌پذیر است . ملاک اعمال آنان عقل وشرع است . اگر چه گاهی خرقه‌پوشان رهزن خود را چنان به دین می‌آرایند که بسیاری را به خطا می‌اندازد . اما می‌توان ملاک‌هایی را ارایه داد .

چهار :
این نگارنده سال‌ها نمازگزار مسجد آیت الله بهجت بوده‌ام و چند سال درس ایشان را درک کرده‌ام . ایشان هیچ‌گاه ادعای ملاقات با امام عصر و تعیین وقت نکردند و مژده ظهور در وقت خاص ندادند . اگر از ایشان می‌خواستند سلام ما را به امام زمان برسانید جواب می‌دادند اگر شما هم دیدید سلام ما را برسانید . و معنای انکار ملاقات از این جواب روشن است . و من هیچ‌گاه ندیدم ایشان خودستایی کنند و اگر از عجایب عرفای پیشین چیزی نقل می‌کردند چنان می‌گفتند که گویی برای ایشان هم شگفت انگیز است . یاد دارم سر درس از مرحوم شیخ مرتضی طالقانی جریاناتی را می‌گفت . دوست کناری آرام گفت چنان می‌گوید که انگار از این عوالم دور است و آشنایی ندارد .
پنج :
سید محمد حسن ابوترابی نایب رئیس مجلس می گوید : : ولي مرحوم آيت‌الله بهجت با چنين ويژگي‌هايي از اعمال خود راضي نبود و مي‌فرمود محمد تقي بهجت چه مي‌كند شما آن را ترك كنيد و اين بدان معناست كه شما كار بزرگ‌تر انجام دهيد و امام عصر (عج)، سلمان‌ها و ابوذرها را مقتدا قرار دهيد و ايشان مي‌فرمود شيطان بعد از 6 هزار سال عبادت به دليل غرور سقوط كرد و آيا ما در خطر غرور قرار نداريم و همين نگاه‌ها سبب شد تا به اوج كمال برسد.(+)
شش:
محمدعلی ایازی در روزنامه اعتمادملی در مقاله‌ای با نام سخنی با اهل کشف و پیروانش می‌گوید :
«مثلا گاه – براساس پیش ذهنیت‌ها- گروه و فرقه‌ای را به صورت کلب و بوزینه مي‌بیند و معلوم نمي‌شود که چه دیده است و بدتر از آن مریدان و اطرافیان این آقاست که با ادعای او چون فریفته شده، به نقادی و سنجش بر نمي‌آیند و هر حرف خرافه و بی‌منطقی را به حساب آن عوالم و مقام و موقعیت طرف مي‌گذارند و‌هاله‌ای از معنا و قدسیت. اصولا در این وادی حرف‌های صیقل نیافته و نسنجیده و ادعاهای خام به وفور یافت مي‌شود و بیا و ببین که چه خرافاتي مبنای ارزش و داوری مي‌شود. ادعای ملاقات، ادعای در آستانه ظهور یا اینکه همه پیرمردها هم آقا را ملاقات مي‌کنند و کسی نیست که آن را تکذیب کند و جلوی انحراف و خبرهای دروغین را بگیرد و مي‌بینی چه ضجه و شوقی ایجاد مي‌کند و چه ناپختگی و بی‌منطقی در تعیین وقت در پشت این سخنان که وجود دارد و زمينه‌های انحراف و سوء‌استفاده و درست کردن دستگاه شیادی فراهم مي‌شود. »
در این سخن اگر چه نامی از آیت الله بهجت نیامده است ٬ اما به قرینه زمان و ادعاهای بیان شده ذهن خواننده منصرف به ایشان می‌گردد . که ما هم امیدواریم این‌گونه نباشد .
هفت :
سوال من از جناب ایازی این است – البته این سؤال با این پیش فرض است که منظور ایشان از همان آقا مرحوم بهجت باشد – آیا فردی که تا حدود نود سالگی حتی در قم ناشناخته بودند و مسجد ایشان و درس ایشان خلوت بود و گاهی به دلیل خلوتی برای اتصال صفوف زنان به وسط مسجد می‌آمدند ٬ و با آنکه تنها فرد موجود در میان علمای حاضر بودند که شاگردی سه مکتب نایینی و عراقی و اصفهانی را کرده بودند و هم شاگرد خویی بودندو هم بروجردی٬ از مرجعیت سر باز می‌زدند و هیچ‌گاه مریدپروری نمی‌کردند و تنها درسشان دروس مرسوم حوزه -فقه و اصول – بود و حتی درس اخلاق عادی هم نداشتند . و سال‌ها  در خانه‌ای محقر زندگی می‌کردند- که این خانه توسط شهرداری قم تخریب شد و ایشان سپس در خانه‌ای موقتی که متعلق به دیگری است زندگی کردند – و علمای متعددی ایشان را ستوده‌اند ٬ و…. آیا ایشان بساط شیادی را گشوده‌اند و سفره‌اش را فراهم کرده‌اند ؟
هشت :
این جانب با جناب ایازی در خطرات بسط و ترویج کرامات و خوارق عادات موافقم و ترویج آن را مضر برای  جامعه می‌دانم . ولی مثل ایشان شتاب‌زده نیستم که هر حرفی را بشنوم باور کنم و در مقابل آن فریاد کنم . ایشان اگر می‌خواهند سخنی با اهل کشف بگویند بهتر است پیش از سخن گفتن جست‌وجویی کنند که آیا این سخنان منتسب از ایشان است یا ساخته مریدان دروغین و اذهان اسیر خیال . بنده شکی در مقامات و گران‌قدری مرحوم بهجت و قدرت نفس ایشان و تقوا و زهد و علم ایشان ندارم و حتی وجود کراماتی را برای ایشان نفی نمی‌کنم – والبته داشتن خوارق عادات ارزشی ندارد و آن چه ارزشمند است عبودیت است – ولی درباره کرامات خاص و منقول و منسوب پرس و جو می کنم و کرده ام و به این نتیجه رسیده‌ام : بیش از نود درصد سخنان پشت سر ایشان دروغ است  و برساخته اذهان خیال‌پرداز . مانند شایعات دیگر . و شما بهتر می‌دانید اگر شایعه را منتسب به فرد بزرگی نکنند باور پذیر نیست . مثلا چند وقت پیش گفته بودند مرحوم بهجت پیش بینی کرده در فلان شهر اتفاقی می افتد که دو ثلث مردم از بین می‌رود . ولی راه ساده است . پرسش . راه ساده‌ای که شتاب زدگی شما تفکرتان را از رسیدن به آن بازداشت .
نه:
جناب ایازی نیازی به توضیح نیست که سیاست‌مداران با دروغ‌های فراوان و با دام‌های آزادی و عدالت سال‌هاست که مردم را فریفته اند  و بساط شیادیشان را گسترده اند . راهی که اکنون شما درآنید همان راه شیادان سابق است . بهجت شیاد نبود . حودتان رادریابید .

Advertisements

یک پاسخ to “شکوه شهود و شِکوِه شیاد”


  1. عجب!

    خدا بیامرزه آقا بهجتو!

    دوست داشتن


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s