برای دو سالگی احمد

ژانویه 2, 2009

این پست را با تردید و اندوه می نویسم .0

چون سفر کردم با برادر خود عاصم
از دیار ماوراء النهر
سوی بلاد مغرب
تا صید کنیم گروهی از مرغان دریای سبز را

پس بیافتادیم ناگهان در دهی که اهل او ظالم اند
یعنی مدینه قیروان

پس چون از قدوم ما آگاه شدند
و بدانستند که ما پسران شیخ هادی ابن الخیر الیمانی ایم 

بگرفتند ما را و بستند به سلسله ها و اغلال ،
و بزندان کردند ما را
 در چاهی که قعر آن را نهایت نیست .
1

——————————–
پ.ن 0: در نوشتن این پست تردید فراوان داشتم درست مثل تردید هنگام خریدن لباس یا اسباب بازی برای احمد . همیشه این فکر مرا اذیت می کنم که کودکانی هستند که نمی توانند شادی کنند وپدرانی که دست خالی شرمنده بچه هایشانند . یک اندیشه آزاردهنده ی دایمی . وخجالت می کشم که این پست پس از پستی است که پر از اندوه است. این پست را با تردید می نویسم و با اندوه .

پ.ن 1.ابتدای قصة الغربة الغربیة شیخ اشراق . که معنایش این است : آدمی با تولد ،از عالم عِلوی و عالم انوار جدا می گردد و برای کسب کمال و ترقی به عالم مادی کوچ می کند و در این عالم گرفتار غل و زنجیر بدن و ماده و… می گردد و باید برای رهایی از این زندان بکوشد و خود را به وطن اصلی خود برساند و……. . این داستان رمزی را در مجموعه مصنفات شیخ اشراق جلد دوم صفحات 273 -297 ببینید .

پ.ن 2: سیزده دی هشتاد و پنج سید احمد تولد یافت . به امید اتصال به نور الانوار .

پ.ن 3: تصاویر بیشتری از احمد اینجا  اینجا اینجا و اینجا

2 پاسخ برای “برای دو سالگی احمد”


  1. سلامیه بازی گذاشتم زود لود میشه!بیا یه امتحانی بکن.اسرائیلی ها هم دادشون در اومده!!!!کیف کن!به این میگند جنگ الکترونیک!!!!!برو می فهمی موضوع از چه قراره

    لایک


نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s