دعای پانزدهم/آرامش نیستی

سپتامبر 16, 2008

خدایا !
«وحدت شخصیه وجودِ » صوفیه
راست باشد یا نه
 من از » وجود من «
در برابر » تو «
خجلم .
و از موج بودن برای دریای هستی تو
تجلی بودن برای تو
شرمسارتر.
شاید سراب بودن
و نیستی من
کمی آرامم کند.

یک پاسخ برای “دعای پانزدهم/آرامش نیستی”

  1. محبوبه Says:

    درسته..تا زمانی که یک عدد «من» در مقابل او هست باید شزمسار باشیم..چون ما از روح او خلق شدیم وآفریده شدیم که او باشیم..حالا این میان وقتی پای «من» رو با کارامون حرفامون و…به وسط می کشیم باید ….انشالله که انقدر از نظر روحی تعالی پیدا کنیم که بین من واو فاصله ای نباشد…قصه آن پروانه است که خود را در آتش شمع غرق کرد وسوزاند…و وقتی به خودم فکر میکنم می بینم که همیشه من بوده ام!!!!!

    لایک


نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s