دعای روز سوم

سپتامبر 3, 2008

خدایا!
دیشب رفته بودم کتاب فروشی .
پیرمردی می خواست قرآن بخرد.
هر چه با کتاب فروش چانه زد ُفایده ای نداشت .
بدون قرآن رفت .
حتما پولش کم بود.
خدایا !
قرآن کتاب توست .
به همه یکی یک قرآن مجانی بده !
 و به پیرمرد هم کمی پول .

Advertisements

5 پاسخ to “دعای روز سوم”

  1. لیلی Says:

    khodaya ya nisti ya agar hasti adel nisti

    دوست داشتن

  2. اسیر Says:

    و یکم پول هم به منسلام درویش!یه چی بگم درباره کامنت لیلی:میدونی؟ خدا عقل در اختیار بشر داده. و قدرت. خودش انتخاب میکنه. خود بشر هست که در برابر ظلم باید بلند بشه. اگه نه اوضاعش به هم میریزه. نه تنها اوضاع خودش که اوضاع چند نسل رو شاید. دنیا رو گذاشته تا روی عقل و رفتار بشر بچرخه و نه اینکه هی دستکاریش کنه.البت حرف لیلی از قسم شطحیاته. هویجوری گفتم.شاد باشی!

    دوست داشتن

  3. perepelexed Says:

    خدایا به این درویشه بفهمون پوست پلنگو!

    دوست داشتن

  4. yasetti Says:

    سلام:الهی یه دلی زلال برای مهربانی توی همه ماه ها وماه رمضون

    دوست داشتن

  5. محبوبه Says:

    سلام.خدا به همه ما یک قرآن مجانی داده…قرآن مصور..قرآنی که خواندنش یک دل بینا میخواهد . قرآنی که برای دیدنش و خوندنش نیازی نیست که پول بدیم..قرآنی که اون پیرمرد هم با همه بی پولیش میتونه بخونه..قرآنی که آیه هاش درخت و گل وگیاه و من و تو هستن. «زیر بیدی بودیم. برگی از شاخه بالای سرم چیدم ، گفتم : چشم را باز كنید ، آیتی بهتر از این می خواهید؟» پس با اجازه شما من دعای روز سومتون رو تغییر میدم: خدایا..به همه بندگانت یک دل بینا عطا کن! آمین یا رب العالمین!

    دوست داشتن


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s