گوجه

فوریه 12, 2007

من بعد از سه ما ه دوری
بعد از یک انتظار سخت
دیروز
گوجه
خوردم.

4 پاسخ برای “گوجه”

  1. دانشجو Says:

    درویش بی خبر سلاممن گوی سبقت رو از تو ربوده م.یه هفته زودتر از تو به گوجه رسیدم.اونم چند تا.تا کور شود هر آنکه نتواند دید…به امید آزادی ایران و ایرانی

    لایک


  2. آه ای زندگی منم که هنوز با همه پوچی از تو لبریزم نه به فکرم که رشته پاره کنم نه بر آنم که از تو بگریزم همه ذرات جسم خکی من از تو ای شعر گرم در سوزند آسمانهای صاف را مانند که لبالب ز باده ی روزند با هزاران جوانه میخواندبوته نسترن سرود ترا هر نسیمی که می وزد در باغ می رساند به او درود ترا من ترا در تو جستجو کردم نه در آن خوابهای رویاییدر دو دست تو سخت کاویدم پر شدم پر شدم ز زیباییپر شدم از ترانه های سیاه پر شدم از ترانه های سپید از هزاران شراره های نیازاز هزاران جرقه های امید حیف از آن روزها که من با خشم به تو چون دشمنی نظر کردم پوچ پنداشتم فریب ترا ز تو ماندم ترا هدر کردمسلام همسایه خوبی ؟ممنون که سر زده بودی چی بگم ؟….چه انتظاری بوده …. درک میکنم !خوش باشی و سلامت فعلا» .:حورا:.

    لایک

  3. magic-boy Says:

    یه باره بگو پیتزا خوردی دیگه.

    لایک


  4. سلام آقاي درويش من از وبلاگ شما خيلي خوشم اومد به من هم سر بزنيد ممنون

    لایک


نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s