من یک صدام هستم…

ژانویه 4, 2007

وقتی دستم را برمی گرداندم چشمانش افتاد در چشم های سرخم.تسلیم بود وحرفی نمی توانست بزند.می خواست مواظب باشد .مگر من چقدر پول دارم.البته می خواستم نشانش بدهم که من رییسم.باید برتری خودم را یک طوری به رخش می کشیدم.دستش را بر جای سیلی من می مالید .خیلی سرخ شده بود .نباید به این محکمی میزدم.البته این عادی است هر کسی که برتری بر یکی دارد یک طوری باید نشانش بدهد.ولی بد زدم.اگر هم معذرت بخواهم نفی استیلای خودم است.داد زدم:حالا که شکستیش جمعش کن.مجبور بود.جارو وخاک انداز آورد وشکسته های نعلبکی صد تومانی را جمع کرد.فقط صد تومان قیمتش بود.
دیروز بابابزرگ می گفت :همه ما صدامیم فقط زور وقدرت نداریم.

Advertisements

5 پاسخ to “من یک صدام هستم…”

  1. دانشجو Says:

    آخ!! صدام جون آروم تر بزنیه روز هم استیلای من رو می چشیمنتظر بمون..تبریک.شیرینی یادت نره.زود بیا.خوش باشیبه امید آزادی ایران و ایرانی

    دوست داشتن

  2. دانشجو Says:

    سلامنوبت تو شددعوت شدی به یلدا بازیبه امید آزادی ایران و ایرانی

    دوست داشتن

  3. magic-boy Says:

    دمت گرم آبجی . اوه ببخشید . دمت گرم برادر.بد نبود . یعنی برای شروع خوب بود.باید بیشتر کار کنی

    دوست داشتن


  4. سلام.من هم قبلا شنیده بودم این جمله رو که میگه: ما همه فرهونیم, فقط مصرمون متفاوته!به امید موسایی که با عصاش ما رو از شر فرعون درونمون رهایی ببخشه. عزت زیاد درویش. مواظب پوست پلنگت باش

    دوست داشتن

  5. مریم Says:

    سلام!به نظر تو برتری آدما به اینه؟!؟!؟!!؟من که اصلا» قبولش ندارم!!!فعلا»!!!

    دوست داشتن


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s