دوازده سال پیش .قم .مدرسه علمیه معصومیه
چهارشنبه آخرین روز اردیبهشت 76 ٬ تازه صدایم دورگه شده بود . دو سه ساعت مانده بود به نیمه شب . کسی در حجره را زد و سریع آمد تو . گفت بچهها همه جمع بشید توی حیاط . شصت هفتاد نفری جمع شدهبودند . آقای ح گفت یک [...]
Archive for the ‘خاطرات’ Category
شکست احمدینژاد را شکست رهبری نکنید .
ارسالشده در خاطرات, داستان کوتاه, tagged مدرسه معصومیه, ناطق نوری, احمدی نژاد, استفاده از رهبری, بسیج مدرسه معصومیه, حمایت رهبری, حامیان احمدی نژاد, خاتمی, دوم خرداد در ژوئن 1, 2009 | 8 دیدگاه »
خاطره ای از آیتالله بهجت
ارسالشده در اندیشه, خاطرات, tagged آیتالله بهجت, بهجت, تهذیب نفس, خودسازی در می 18, 2009 | 1 دیدگاه »
چند سال پیش که آیت الله بهجت صبح ها می آمد حرم . وقتی وارد حرم می شد ، جوانی آمد جلو و از ایشان پرسید ” آقا چه کنیم تا گناه نکنیم ؟” ایشان برگشت و گفت ” گناه نکن ” .همین . جوان متعجب وهاج و واج مانده بود .دوبار [...]
شهید باهنر در برنامه ورزش و مردم – مروری بر برنامه های تلویزیون در خرداد 1360
ارسالشده در خاطرات, tagged ورزش ومردم, برنامه های قدیمی, برنامه های تلویزیون, تلویزیون, تاریخ تلویزیون, شهید باهنر, صدا و سیما در می 7, 2009 | بیان دیدگاه »
برای اندازه بزرگ تر روی عکس ها کلیک کنید .
دو شبکه بیشتر نبود آن هم از ساعت 5-6 عصر تا 10-11 شب . هفته ای فقط یک فیلم عصرهای جمعه . و…
برای اندازه بزرگ تر روی عکس ها کلیک کنید .
مردی با دو خودکار
ارسالشده در خاطرات, سیاست کثیف, tagged هفت تیر, کشمیری, حسین شریعتمداری, ریاکاری, عوامفریبی در می 5, 2009 | 2 دیدگاه »
نمیدانم چند سال پیش، جناب برادر حسین شریعتمداری آمدهبودند مدرسه مان در قم . در آن سخنرانی خاطرهای گفت که من همیشه در ذهن دارم . و اما خاطره :
” جناب کشمیری همیشه دو خودکار بیک همراه داشتند به گونهای که همه آن را میدیدند . از ش پرسیدم چرا دو خودکار داری ؟ گفت [...]
اهالی ده چیتوه از دهات روستای پراشکفت در 40 کیلومتری یاسوج شهرستان بویراحمد / این عکس را عمویم سید علی اصغر با دوربین لوبیتل در سال 59 گرفته است و کسانی که در تصویرند همه از خویشاوندهای نزدیک من هستند .
حیرانی
ارسالشده در خاطرات, tagged کربلا, امام حسین, حیرانی, زر فانصرف, عاشورا در ژانویه 7, 2009 | 3 دیدگاه »
اولین بار که می خواستم کربلا بروم ، گمانم این بود که به پهنای صورت اشک خواهم ریخت و از گریه چشمانم خون خواهد شد . این گمانی است همگانی . هر کس میل کربلا دارد چنین خیالی دارد . و چه خیال خامی .
کربلا غمگین است و بغض آلود . ولی کسی را به [...]



