انسان
به جرم گناه عظیم غفلت
به دردناکترین عذاب
یعنی غفلت
محکوم میشود
تا آنگاه که آگاه شود
Archive for the ‘بیدسته’ Category
نجوای پانزدهم- مجازات غافلان
ارسالشده در بیدسته, دعای ماه رمضان, شعر, مناجات در سپتامبر 9, 2009 | 2 دیدگاه »
اعجاز سلحشور
ارسالشده در بیدسته, tagged فرج الله سلحشور, نقد یوسف پیامبر, یوذارسیو, سلحشور, سریال یوسف پیامبر در می 3, 2009 | 60 دیدگاه »
جناب آقای سلحشور من اصلا کاری ندارم که بیست میلیارد مملکت را هدر داده ای و اصرار داری که شش میلیارد است . و از اینکه تخیل مردم را نسبت به یوسف و قصه زیبایش خراب کرده ای ناراحت نیستم . و به رگ غیرتم برنمی خورد که ساق پای زلیخا و گردن زن یوذارسیو [...]
برای دو سالگی احمد
ارسالشده در بیدسته در ژانویه 2, 2009 | 2 دیدگاه »
این پست را با تردید و اندوه می نویسم .0
چون سفر کردم با برادر خود عاصماز دیار ماوراء النهرسوی بلاد مغربتا صید کنیم گروهی از مرغان دریای سبز را
پس بیافتادیم ناگهان در دهی که اهل او ظالم اند یعنی مدینه قیروان
پس چون از قدوم ما آگاه شدند و بدانستند که ما پسران شیخ هادی [...]
بدون عنوان
ارسالشده در بیدسته در دسامبر 28, 2008 | 3 دیدگاه »
من می خندم
پادشاه کشور همسایه قهقهه می زند
کشورهای اسلامی کرکر می خندند
و
قهرمان کوچک غزه
می خندد
به دنیای کوچک ما .
حرام زاده
ارسالشده در بیدسته در دسامبر 27, 2008 | 2 دیدگاه »
سرد بود .خیلی سرد . سردتر از همه ی این سال هایی که کارتن خواب بود .از
وقتی که آقا مرده بود هیچ وقت احساس گرما نکرده بود . جز زیر آفتاب تابستان . این قدر سرد بود که با شکم خالی گرسنگی اش را نمی فهمید .
خودش هم نمی دانست چرا شکایتی ندارد . تمام محل می [...]
پروانه مرده است
ارسالشده در بیدسته در دسامبر 7, 2008 | 4 دیدگاه »
شهبازشاهین سابقچشم یک بچه دنبال بال زدن پروانهمدل 180مهتابی ای که می درخشد میان میله های نازک آهنیبا ضمانت پنج سالهپروانه ای که شمع نیافته و به مهتابی پناه آوردهزنجیرهایی که از سقف آویزان گشته اند مانند طناب داربدون اشعه خطرناک و عوارض جانبیپروانهمهتابیچشم بچه ای که می دود دنبال پر زدن پروانهمیله های نازک [...]
اصول گرایان نادان و اصلاح طلبان نادین؟
ارسالشده در بیدسته در نوامبر 28, 2008 | 2 دیدگاه »
امام جمعه ای گفته بود :خدایا به چپ دین بده و به راست عقل . ولی واقعا این امام جمعه محترم نصف و نیمه نگاه کرده بود و یا خیلی خوش بینانه . آنچه ما شهود کردیم نه دین بود نه دانایی .نه تعهد بود و نه تخصص . مردمی بودند که سخت زندگی می [...]
هرمنوتیک
ارسالشده در بیدسته در نوامبر 24, 2008 | 1 دیدگاه »
الفاظ آبستن راقابله های همیشه گرسنه فهمتقدیر بودتافریاد نزنندو گوشه ای کز کنندکودکان تا ابد گنگ معنا
÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷1.وجدانا عجب حرف مزخرفی است این “الفاظ گرسنه معانی اند نه آبستن ” .به این دلیل که تمام گویندگان این سخن از این کلام می رنجند و برمی آشوبند.2.بحران عمیق فهم در جامعه ما برآمده از الفاظ گرسنه نیست [...]
پدری ، آه ، باز مستی کرد
ارسالشده در بیدسته در نوامبر 22, 2008 | 1 دیدگاه »
چاک های شکم و دکمه هایی که دیگر بسته نمی شودژرفای گم شده ی ناف،انگار پدری باز مست کرده استبرای یک آن لذت موهوم،باز هم باید کسیاسیر هستی شود .*پدری مست ، مادری بی باک شهوت آلود ، خالی از ادراک
بهر یک لحظه لذت موهوممرتکب می شود گناهی شوم
پدری ، آه ، باز مستی [...]
مرگ یک لهجه
ارسالشده در بیدسته در نوامبر 17, 2008 | 12 دیدگاه »
احمد -پسر دو ساله ام – بغلم نشسته است . و عمو در کنارم . به احمد جمله
ای لری می گویم . عمو با ناراحتی می گوید : “فارسی با بچه صحبت کن همین
لری عامل بدبختی ماهاست .خودش لری یاد می گیرد .” این کلام عمو را بارها شنیده ام از افراد گوناگون . و [...]



