انسان همواره در حال گزینش است. همهی انتخابهای انسان گذر از چندراهیهاست. انتخابهای متفاوت سرنوشتهای متفاوت را مینویسد. گزینش انسانهاست که گذشته و اینک و آینده را میسازد. سعادت و شقاوت نهفته در گزینش انسانهاست. اگرچه انسان همیشه در حال گزینش است، ولی همه چیز را گزینش نمیکند و انسان در بسیاری از مقدراتش دخیل نیست. گاهی این جبر از جانب گزینش دیگران است و زمانی زاییده تکوین و طبیعت. چه کسی همسایهی من باشد را من انتخاب نمیکنم و بارانی بودن امروز از اختیار من بیرون است. و گاهی ارادهی من جزئی از یک ارادهی جمعی است، که من در نتیجهی آن مجبورم. مانند انتخاب رئیس جمهور.
آینده پر از ترس است و آبستن اضطراب و تشویش. نه از جهت گزینش فردی، بلکه این ترس ناشی از جبری است که انسان به آن گرفتار است. آن بخش از زندگی انسان که از ارادهاش بیرون است، ترسزاست. ترس از اتفاقات طبیعی مانند سیل و بیماری و زلزله. و ترسی هولناکتر، ترس از گزینشهای انسانی که فرد در آن دخیل نیست. تصمیمات یک مجلس،یک رئیس جمهور، یک رئیس پلیس و… میتواند سرنوشت بسیاری از انسانهای یک جامعه را تغییر دهد و آنها را در راهی جدید قرار دهد.
هشتِ هشتِ هشتاد و هشت بسیار متفاوت از هفت هفت هفتاد و هفت بود. آنچه این روز را ساخت و جامعه را در این حالت قرار داد، گزینشهای انسانهای همین جامعه بود. چه بخواهیم چه نخواهیم تفرقه و چند دستگی در جامعه است، و رقابت احزاب تبدیل به دشمنی شدهاست. روزی نیست که حسین شریعتمداری جایی در اوین برای سران اصلاحات دست و پا نکند. و هر چند صباح شاهدیم که هموطنان و برادران ایران به جان هم میافتند و سرها میشکند. اینان دیگران را به مزدوری بیگانه متهم میکنند و دیگران اینان را به کودتا و دروغ و تزویر. این بحران را گزینشهای همینان ساختهاند. و حتما گزینشهای بهتری بود که سرنوشتی آسودهتر برای این روز بنویسد. و نه کسی را در کنج زندان ببینیم ونه روی مادرانی را از داغ فرزندانشان خراشیده. ونه دوستان دیروز را دشمنان امروز ببینیم. همهاینها زاییدهی گزینشهای غلط است. من از نهِ نهِ نود ونه میترسم. چون سهم گزینش من از آن روز برای خودم وجامعه ناچیز است.
حکومت اگر نتواند از بحرانها بگذرد و با انباشت معضلات روبرو شود، سرنوشتی جز فروپاشی ندارد. معضلات را باید حل کرد، نه جمع کرد. اگر چه یک پارادایم با یک معضل و دو مشکل و سه نقص فرونمیپاشد، اما انباشت معضلات ویرانگر پارادایم است. اگر دولت کنونی در فکر حل بحرانها-نه جمع کردن آنها- نباشد، از این سنت مستثنا نیست. “و تلک الایام نداولها بین الناس“.
پ.ن
به دعوت خاص و عام سمیه توحیدلو – خدا بر ساحل سلامت و سعادت قرارش دهاد- نوشته شد. البته ما ” و غیره ” بودیم.






سلام. از شما سپاسگزارم. به امید دیدن روی آرام و ثبات
[...] ۹۹/۹/۹ – ؟؟/؟/؟ ….. درویش نشسته بر پوست پلنگ [...]